
786
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب
--------
کسانی بیمار دارند ( هر نوع بیماری ) و یا مشکل و گرفتگی در امور شرعی دارند نظر خصوصی بدهند با کسب اجازه کامل با ذکر مشخصات فردی و یک ساعت مشخص که در همان ساعت ارتباط را دریافت کنند
آرشیو
تماس با من
جستجو
آرشیو وبلاگ
مرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشیو موضوعی
فلسفه و مفاهیم
طالع بینی ، فال ، استخاره
قرآن کلام خدا
داستانهای پند آموز
نجوم ، زمان ، ساعات
طب در اسلام و قرآن
امکانات یار
شیعه شناسی
پاسخ نامه
*.* رمل *.*
کتابهای یار
درباره ارتباط
آدرس های ورودی
YAr.HOO.ir
YAr.Zim.ir
YAr102.ORQ.ir
ZAlin.HOO.ir
آمار گیر
خبرنامه
لوگوی یار
خیلی ها یه انگشتر که بدست می کنند نمی دونند این شکل روش چیه و یه کارایی انجام میدن که بعدن میگن این انگشتر واسمون اومد نداشت ، چرا؟؟!
نقش شريف شرف شمس از نقوش محترمه است كه منقول از حضرت أمیر المؤمنین منه السلام مي باشد. حضرتش آن را منقوش بر صخره اي ديدند و فرمودند كه اين اسم اعظم الھي است و نحوه نوشتن و خواص آن را فرمودند. كه در اشعار عربي از ايشان نقل شده است اين نقش حاوي اسراري است و آثار فوق العاده و مجربي دارد و علما و بزرگان براي آن شرحھايي نیز آورده اند .
نقش شرف شمس ١٣ حرف دارد ٤ حرف از تورات و ٤ حرف از انجیل و ٥ حرف از قرآن كريم . آيات الھي به شكل نشانه و رموز به صورت نقش نوشته شده اند.
آثار و بركات: به ھمراه داشتن آن موجب محفوظ ماندن از خطرات زمین و آسمان و آفات جسمي و روحي، حفظ از كَزند حیوانات موذي و ھوام (مار و عقرب و كَزندكَان ) حفظ از حیوانات درنده (شیر و..) و حفظ از ستمكَران و دشمنان (ملوك، حكام، جن و ..)، جلب رزق، دوام رزق ، توفیق يافتن بر نماز تھجد (نوافل شب )، ھرگاه بجھت توفیق بر عبادت در اسحار باشد بھتر آن است که در کاغذ زردی نوشته شود، بقصد كفايت آن امر مھم مطلوب ھمه وقت آنرا ھمراه داشته باشد.
یکشنبه 31 شهریور1387-14:17 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

شناخت آیات و سوره های مکی و مدنی در تاریخ قرآن، خالی
از اهمیت و فائده نمی باشد.از جمله فوائدی که از شناخت مکی و مدنی بودن آیات و
سوره های قرآن ،عائد شخص می گردد این است که یک محقق به گامهائی که اسلام در دعوت
خود برداشته و این گامها با حوادث و شرایط و اوضاع ،همزمان و هماهنگ بوده اطلاع
پیدا می کند و به هماهنگی این دعوت با محیط عربی اعم از مکه و مدینه و بیابان و
شهر دست می یابد و از سبک و اسلوبهای متفاوت این دعوت در خطاب به مومنین و مشرکین
و اهل کتاب آگاه می گردد.
لازم به ذکر است
دوره رسالت حضرت رسول صلی الله علیه و آله به دو بخش
تقسیم می شود:
دوره اول : 13 سال که در مکه مشغول تبلیغ بودند.
دوره دوم : 10 سال که به مدینه هجرت کردند و در آن
مدت دین خود را تکمیل فرمودند.
پس آیاتی که در دوره اول نازل شده آیات و سوره های
مکی است و آیاتی که در عرض 10 سال نازل شده مدنی نام دارد.
تعداد سوره های مکی 86 و تعداد سوره های مدنی 28 که
جمعاً 114 سوره قرآن راتشکیل می دهند.
شنبه 23 شهریور1387-17:33 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

نخست باید دانست که زکات گاهی به معنای عام است که
شامل تمام انفاق ها و از ان جمله پرداخت خمس می شود و گاهی زکات به معنای خاص می
باشد و شامل پرداخت درصدی از اقلام نه گانه می باشد که در این صورت با خمس تفاوت
دارد.
جهت توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می
کنیم:
یکی از واجبات مهم مالی در اسلام «خمس» است که از
فروع دین و جزء عبادات شمرده میشود. از این رو باید با قصد قربت انجام گیرد. تمام
مذاهب اسلامی (شیعه و سنی) در اصل وجوب خمس، اتفاق نظر دارند. تنها اختلاف میان
آنان، موارد و مصارف آن است؛
لذا بیشتر اهل سنت بر این باورند که تنها به
غنایم جنگی و گنج خمس تعلق میگیرد.
ر.ک: مغنیه، محمدجواد، الفقه علی المذاهب الخمسة، ص
186 و خویی، سیدابوالقاسم، مستند العروة الوثقی، کتاب الخمس، ص 197.
امّا فقیهان شیعی معتقدند: خمس در هفت چیز واجب است:
1. غنایم
جنگی
2. غواصی
(اشیایی که با فرورفتن در آب دریاها به دست میآید)
3. گنج
4. معدن
5. سود تجارت
6. مال حلال مخلوط به حرام
7. زمینی که
کافر ذمی از مسلمان بخرد
پنج قسم اول مورد اتفاق شیعه و دو قسم اخیر نظر
مشهور آنان میباشد.
آنچه که اکنون مورد بحث و پژوهش است، خمس سود و
درآمد کسب میباشد.
خداوند متعال میفرماید: «و اعلموا انما غنمتم من شیء
فان لله خمسه و للرسول و ...»
این آیه که به آیه خمس معروف است ، به نظر فقیهان
شیعی نه تنها بر وجوب خمس غنایم جنگی دلالت میکند؛ بلکه شامل هر گونه درآمد کسب
نیز میباشد. واژه «غنیمت» از نظر لغت معنای گستردهای دارد و به هرگونه درآمد و
فایدهای که به انسان میرسد، گفته میشود.
ر.ک: مجمع البحرین، لسان العرب، تاج العروس، ماده
«غنم»
غنیمت جنگی و سود تجارت، هر دو غنیمت شمرده میشوند و
مشمول آیه میگردند. البته هر چند شأن نزول آیه در مورد غنایم جنگی است، ولی این
سخن معروف است که شأن نزول، هیچ گاه مخصص نیست و نمی تواند آیه را به آن محدود
کند. در تقریرات درس حضرت آیتالله بروجردی چنین آمده است:
درست است که آیه در مورد خاص نازل شده است؛ ولی
هیچگاه مورد، مخصِص نیست و دانشمندان اهل سنت هم که خمس را در غیر غنایم جنگی
انکار نمودهاند در این آیه ، مورد را تخصیص دهنده و محدود کننده ندانستهاند، در
حالی که آیه در غزوه بدر نازل شده، آن را شامل تمامی جنگها شمردهاند و اگر قرار
بود مورد خاص ، در آیه مخصص باشد، باید آن را محدود به جنگ بدر بدانند.
زبدة المقال، ص 5
گذشته از همه اینها ، در روایت معتبری (معروف به
صحیحه علی بن مهزیار)، امام جوادعلیه السلام غنیمت در آیه را به معنای گستردهای
در نظر گرفته و آن را به درآمد کسب تفسیر نموده است.
در بخشی از آن آمده است: « فاما الغنائم و الفوائد
فهی واجبة علیهم فی کل عام قال الله تعالی: و اعلموا انما غنمتم من شیء فان لله
خمسه...».
وسائل الشیعه، ج 6، باب 8، ابواب ما یجب فیه الخمس،
ح 5
در این حدیث امامجواد علیه السلام واژه «الفوائد»
را در کنار «الغنائم» جای داده و هر دو را مصداق آیه قلمداد نموده است و تردیدی
نیست که منظور از «فواید» هر گونه سود و درآمدی است که به انسان میرسد. بنابراین
از مجموع موارد و قراین یاد شده، به دست میآید که خمس درآمد در قرآن، به صراحت از
آن یاد شده و بر وجوب آن دلالت میکند؛ به ویژه آنکه حضرتعلیه السلام نیز از آن
معنای وسیعی را دریافته و برای ما تبیین و تفسیر کرده است. چنانچه کسی در تمام
آنچه که بیان شد، اشکال کند و آیه را در خمس غنایم جنگی منحصر کند، در پاسخ خواهیم
گفت: به جز قرآن، روایات متعددی از ائمهعلیهم السلام وارد شده است که به خوبی بر
وجوب خمس درآمد دلالت میکند.
ر.ک: وسائل الشیعه، ابواب ما یجب فیه الخمس و ابواب
الانفال
و تمامی فقیهان شیعی نیز به آنها استناد جسته و در
کتابهای فقهی خود ذکر کردهاند.
گفتنی است که از سویی اکثر اهل سنت، خمس در غیر
غنایم جنگی را انکار نمودهاند و از دیگر سوی، دسترسی به صندوق زکات بر سادات
بنیهاشم حرام شمردهاند در حالی که در بین این دسته نیز، همانند سایرین یتیم و
مسکین به چشم می خورند. اکنون این سؤال پیش میآید، که فقرای سادات بنی هاشم، از چه
بودجهای امرار معاش کنند؟ با این اعتقاد که جنگ در تمام دوران زندگی و در همه جوامع
پا بر جا و همیشگی نیست که بتوانند از خمس غنایم جنگی ارتزاق کنند
مستند العروة الوثقی، کتاب الخمس، ص 343
تردیدی نیست که آیه خمس در عصر رسالت نازل شده و
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله این فریضه را به اجرا درآوردهاند و آنچه مسلّم
است اینکه حضرت رسولصلی الله علیه وآله خمس غنایم جنگی را اخذ میکرد. اما خمس سود
تجارت بنا به ضرورت و مصالحی تا عصر امامان علیهم السلام به تأخیر افتاد. شاید
این ضرورت را بتوان در چند امر خلاصه کرد:
ادامه مطلب
شنبه 23 شهریور1387-17:32 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

امروز می خواهم مطلب جالبی درباره قمر در عقرب به شما یاد آور شوم که خالی از لطف نیست.
قاعده این محاسبه از این قرار است :
هر چند روز که از ماه عربی ( قمری ) گذشته آن را در حساب دو برابر نما و پنج روز بر آن بیفزا ی پس بنگر شمس در کدام برجست ، از حمل بحساب آورده بهر برجی پنج روز بده در هر برجیکه عدد تمام شد ماه در ان برجست و اگر عددی باقی ماند آن را در شش ضرب کن حاصل را از درجه آن برج بحساب آور
هر چه از ماه شد مثنی کن پنج دیگر فزای بر سر آن
و آنچه مانده در آخر منزل ضرب در شش و درج میدان
برای دیدن مثال به ادامه مطلب رجوع کنید . . .
ادامه مطلب
سه شنبه 19 شهریور1387-11:26 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

در صحف ادریس است اول روزی که خداوند افرید روز یکشنبه بود
پس صبح ان روز روز دوشنبه بود که خداوند دریاها رو دور زمین جمع کرد که ان را چهار
دریا کرد فرات نیل و سیحان و جیحان بعد شب سه شنبه ظلمت و وحشت امد صبح سه شنبه
خداوند شمس و قمر را افرید بعد از شرح طولانی شب چهار شنبه شد خداوند هزار هزار صف
از ملائکه افرید پاره به شکل ابرو پاره به شکل اتش که در خلق و اجناس با هم
متفاوتند بعد صبح چهار شنبه شد از آب اصناف چهارپایان را افرید با پرندگان و برای
ان رزقی قرار داد و اتش بزرگ و اجناس هوا (پرندگان کوچک) را افرید سپس شب پنج شنبه
شد خداوند درندگان جنبنده را از درندگان و پرنده جدا کرد صبح روز پنج شنبه شد پس
هشت بهشت را افرید و هر یک دری را از انها به سوی بعضی گردانید بعد شب جمعه شد نور
درخشنده افریدخدا صد دره رحمت باز کرد در هر دری جزئی از رحمت و بر هر دری هزار
فرشته رحمت گماشت رئس انها را میکائل کرد اخر انها دری گردانید رحمت بتمام خلایق
بان در بین خود رحم می کند صبح جمعه شد خدا درهای اسمان را به رحمت باز کرد
(باران) بادها وزیدند و ابرها را بوجود اوردند ملائکه رحمت را به زمین فرستاد امر
ابرها بر زمین باران بارند و زمین روئیدنی هایش را جلوه کرد و بر حسن بهجت افزود
ملائکه را نور فرا گرفت و خدا روز جمعه را به همین جهت یوم الله یوم المزید نامید
و خدا فرمود روز جمعه را گرامی دارید.
سه شنبه 19 شهریور1387-11:23 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

این هم نوع دیگری از قمر در عقرب و الله اعلم
| حمل | 16 | 17 | 7 نیم | میزان | 1 | 2 | 3 نیم | |
|
ثور |
13 | 14 | 4 نیم | عقرب | 18 نیم | 29 | 30 | |
| جوزا | 11 | 12 | 3 نیم | قوس | 26 | 27 | 28 نیم | |
| سرطان | 8 | 9 | 10 نیم | جدی | 13 نیم | 14 | 25 | |
| اسد | 6 | 7 | 8 نیم | دلو | 21 | 21 | 23 نیم | |
| سنبله | 3 | 4 | 5 نیم | حوت | 18 نیم | 19 | 20 | |
| http://theYAr.blogfa.com | ||||||||
سه شنبه 19 شهریور1387-11:22 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

جادو در دین
اسلام
مسلمانان که
پیرو دین اسلام هستند، به جادو اعتقاد دارند و انجام آن (سحر) را منع و نهی میکنند.
سحر به معنای غیب گویی یا جادوی سیاه است. مسلمانان عقیده دارند که دو فرشته به
نامهای هاروت و ماروت، جادوگری را به انسان یاد دادند تا فرمانبرداری او را برای
خودداری و پرهیز از انجام آن آزمایش کنند.
«و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم
میخوانند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین
کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل “هاروت”
و “ماروت” نازل شد پیروی کردند. و به هیچ کس چیزی یاد نمیدادند، مگر اینکه از پیش
به او میگفتند» “ما وسیله آزمایشیم، کافر نشو!” ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی
را میآموختند که بتوانند بوسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ گاه
نمیتوانند بدون اجازه خداوند به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرا میگرفتند
که به آنان زیان میرسانید و نفعی نمیداد. و مسلماً میدانستند هر کسی خریدار این
گونه متاع باشد، در آخرت بهرهای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آچه خود را
به آن فروختند، اگر میدانستند! (سوره دوم قرآن، آیه ۱۰۲)
با این حال،
انجام «معجزه» در اسلام فقط برای یک پیامبر (نبی) مجاز است، برخی از مکاتب فکری در
اسلام به نوعی از آموزش و تعلیم متافیزیکی معتقدند که شخص به به دست آوردن قدرتی،
میتواند کارهایی شبیه به معجزه انجام دهد («کرامت»). با این حال، این نیز جادو نیست،
بلکه یک نیروی ذهنی است. در طول دوران طلایی اسلام، مخلوطی از تفکر Hermetic و chaldean بود که
به دلیل ترجمه بسیاری از متنها به زبان عربی پدید آمده بود. جادویی که بر اساس
فرشتگان، ویژگیهای ۹۹
اسم الله، آیات قرآن و قدرت حرفهای عربی پدید آمده بود، بین قرون ۹ تا ۱۳
بعنوان جایگزینی برای غیب گویی پذیرفته شد. یکی از کتابهای معروف این دوره، شمس
المعارف الکبری است که توسط احمد البانی نوشته شده. این کتاب، بعدها توسط مسلمانان
راست آیین به عنوان غیب گویی رد شد، ولی همچنان آن را میخوانند. این نوع جادو، به
جای آنکه اسمش سحر باشد، علم الحکمة (دانش عاقل) علم Shem Yah (مطالعه
نام الهی)، و روحانیت نام داشت. برای مثال، در سنت و احادیث اسلامی مانند آنچه در یهودیت
است، حضرت سلیمان میتوانست با پادشاهی حیوانات ارتباط برقرار کند، این مورد
خدادادی است و معجزهاست و نه جادوگری. اما بعدتر، نام آدمی مرموز را در حلقه
افرادی که اطراف سلیمان هستند، میخوانیم به نام “آصف بن برخیه” که گفته میشود با
دانشی که در مورد نامهای الهی داشته، از فرشتگان نیز بهتر عمل میکرده. این مضمون
هنگامی که قرآن اینکه چگونه خدا به حضرت آدم اسامی الهی را گفت، را بر میشمرد،
تکرار میشود. هنگامی که از فرشتگان خواسته میشود آنها را دوباره تکرار کنند، نمیتوانند،
اما حضرت آدم میتواند. توانایی بیان اسامی الهی یک نیروی جادویی است که از طریق
فضایل الهی (مانند «کرامت») به انسان داده میشود و بنابراین میتواند توسط انسان
به دست آورده شود؛ یعنی به معنای درست کلمه، “اکتسابی” است. بسیاری از مسلمانان،
بوِیژه در طول قرون وسطی، به موضوعاتی از قبیل فرشهای پرواز کنان و علوم عجیب و غیر
عادی مثل کیمیاگری و ستاره شناسی عقیده داشتند؛ یک شاگرد میتوانست تحت نظر یک
استاد مناسب (پیر) این علم را دریابد. مثلاً گفته میشود دانشمند امپراتوری ایران،
بیرونی میتوانسته با استفاده از اصطرلابها، و با علم نجوم وقایع آینده را پیش گویی
کند. شیخ انصاری در مکاسب آوردهاست که سحر بدین گونه هاست یا بر زبان جاری کنند، یا
بنویسند، یا نوشتهای که به همراه دارند، یا قسم بدهند مانند جن و شیاطین را به
انجام کاری، یا بخور بدهند، یا بدمند و یا مجسمه درست کنند، یا با تصفیه نفس به
تصرف امور بپردازند، و یا با استخدام ملایکه یا اجنه به کشف اشیای گمشده یا علاج
امراض بپردازند. سایت لقمان (لاهوتیان)
انواع اعمال
جادوگری
شناخته شده
ترین عمل جادوگری، طلسم (غیر طبیعی) است، که عبارت است از یک فرمولی که انجام آن
اثر مطلوبی را به همراه دارد. طلسمها اغلب یا گفته مشهود میشوند یا نوشته میشوند
یا به طور فیزیکی انجام میپذیرند. اینها دارای یک سری قسمتهای تشکیل دهندهاست.
شکست و عمل نکردن یک طلسم ممکن است دلایل زیادی داشته باشد، مثلاً دنبال نکردن
فرمول به طور دقیق، مناسب نبودن شرایط که مانع از هدایت نیروها میشوند، کمبود
توانایی جادوگری. یک عمل جادوگری مشهود دیگر«غیب گویی» است که هدف آن دادن اطلاعات
درباره گذشته، حال و آیندهاست. انواع غیب گویی عبارتند از:
* ستاره شناسی
* طالع بینی
* فال ورق
* پیشگویی، عرافی
* فال گیری
* رمل و اسطرلاب
* مشورت با ئی چینگ
* تفسیر فال یا طالع
* خواندن کارتهای ورق فال گیری
* گوی بینی
«Necromancy». نوع دیگری از این کار است که شامل اخطار و گفتگو با روح مردگان میشود. این
کار را گاهی فقط هنگامی انجام میدهند که بخواهند با روح عزیزی که مردهاست رابطه
برقرار کنند؛ همچنین میتواند برای گرفتن اطلاعات از روحهای مردگان به عنوان نوعی
پیش گویی باشد یا به عنوان فرمان دادن به روحهایی که در یک طلسم شرکت دارند برای
کمک کردن به انجام طلسم. انواع جادو را میتوان بر اساس تکنیکهایی که در انجام
آنها وجود دارد، تقسیم بندی کرد. یک تقسیم بندی معمول، کل جادوها را به دو قسمت
«سرایتی» و «همسانی» تقسیم میکند که یک یا هر دو نوع را میتوان در یک جادو به
کار برد. جادوی سرایتی شامل استفاده از عناصر فیزیکی است که زمانی با شخص یا چیزی
که میخواهیم روی او تأثیر بگذاریم، در تماس بودهاست. نوع دوم شامل استفاده از
تصاویر یا اشیای فیزیکی است که به نوعی با شخص یا چیزی که میخواهیم تحت تأثیر
قرار دهیم، شباهت دارد. عروسکهای وودو مثالی از این دست هستند. یک تقسیم بندی دیگر
جادو را به دو دسته متعالی و پست تقسیم میکند: (اولی از یک نیروی الهی استعانت میجوید
و هدف متعالی دارد، و دومی از ارواح کمک میگیرد و هدف شخصی دارد.) نوع دیگر تقسیم
بندی، جادو را به دو صورت واضح و تدریجی و ظریف تقسیم میکند؛ این دو بیشتر به
جادوی افسانه یا اسطوره مربوط هستند و چیزی که اکنون همگان از اثرات جادو در ذهن
دارند را شامل نمیشود. جادوی واضح، جادویی است که به سرعت نتیجه اش ظاهر میشود.
اما جادوی پنهان و ظریف اثرش به طور تدریجی و نامحسوس دنیا را تغییر میدهد. مورخ
دانشگاهی ریچارد کیک هِفِر جادو را به دو نوع روانشناختی و خیالی (توهمی) تقسیم میکند.
اولی بر روی ذهن دیگری تأثیر میگذارد تا آنگونه که جادوگر میخواهد عمل کند، مانند
طلسم عشق و دومی، پدید آوردن عجایب گوناگون است. جادویی که ضیافت شامی را پدید
آورد یا جادوگر را نامرئی کند، از نوع دوم است. جادویی که تغییر فیزیکی را در شیئی
را به شکل یک معجزه بوجود آورد، در این تقسیم بندی گنجانده نشدهاست.
سنتهای
جادوگری
راه دیگر تقسیم
بندی جادوها بر حسب “سنت ها” است، که به مجموعهای از عقاید و اعمال جادوگرانه
اطلاق میشود که مربوط به گروههای فرهنگی مختلف و سلسله و مراتب انتقال آن جادو
است. برخی از این سنتها بسیار ویژه و از لحاظ فرهنگی محدود به یک گروه خاص هستند.
عدهای دیگر نیز التقاطیتر و syncretistic تر هستند. این سنتها هم
شامل غیب گوییها و هم طلسمها میشوند. هنگامی که با واژه “سنت ها” سر و کار داریم،
ممکن است بسیاری به غلط تصور کنند، هر دینی که موبد یا روحانی یا عامِل دینی آن،
طلسم و تعویزی را به کار میبرد. یک “سنت جادوگری” است، با اینکه آن دین دارای
روحانیت، مردم عادی و یک سری آداب عبادی ثبت شدهاست. این کج فهمی بخصوص زمانی
اتفاق میافتد که عدهای از دینها یا دینهای عامه به غلط به عنوان “جادو” یا حتی
“غیب گویی” پنداشته میشوند. نمونههایی از سنتهای جادویی، عامه-جادویی، دینی-جادویی
در زیر میآیند:
* کیمیاگری
* آنیمیسم(زنده انگاری)
* بونپو
* جادوی تشریفاتی و رسمی
* جادوی آشفتگی
* دروییدیسم (که یک دین باستانی سلیتک است)
* هرمتیسیسم
* آیین هندوی مانتریک
* هودو (طلسم)، شعبده بازی، rootwork
* هونا
* جادوگری در تنخ، که در کتاب عهد قدیم موجودات و
مربوط به جادوگری یهودی است
* کابالا
* Nagualism
* عصر جدید
* obeah
* Onmyodo
* پائولو مونت
* pow-wow (که نوعی جادوگری عامهاست)
* Psychonautics
* Quimbanda
* ریکی
* Santeria
* شیطان پرستی
* Seid
* آئین یا مذهب شمَن (شمن آیینی)
* شینتو
* تلیما
* دین تائو
* VOdun
* وودو
* ویکا
سه شنبه 19 شهریور1387-11:9 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

برای مأنوس شدن با قرآن، داشتن برنامهای منظم و روزانه برای قرائت قرآن و حتیالامکان تکلّم قرآنی مفید میباشد. و برای فهمیدن قرآن علاوه بر فراگیری علوم مقدماتی، باید از تفاسیری که درباره قرآن نوشته شده مدد جست.
البته از خود قرآن مجید هم میشود سیری برای فهم قرآن به دست آورد: « و لقد یسّرناالقرءان للذّکر فهل من مدّکر» (قمر، 17) که اشاره میفرماید قرآن برای پندآموزی، آسان شده است منتها باید پند گیرنده ای باشد. بعد از این که پندگیرنده یافت شد
باید دانست قرآن کتابی است که « لایمسّه إلاّ المطهّرون » (واقعه، 79) جز پاک شدگان بر آن دست نزنند و بهرهای نمیتوانند بگیرند
پس از آن نوبت به ترتیل قرآن میرسد « و رتّل القرءان ترتیلا » (مزمل، 4)
سپس نوبت به تدبر در قرآن میرسد: « ئگفلا یتدبّرون القرءان ئگم علیَ قلوب ئگقفالها » (محمّد، 24) و تقوای الهی مرحلة بعدی این سیر است « اتقوا الله و یعلّمکم الله » (بقره، 282) که تدبر در قرآن و عمل به آن انسان را به تقوای الهی میرساند و این تقوا باعث میشود که ابواب علوم از طرف خداوند متعال به سوی انسان گشوده شود و... .
علاوه بر مطالب یاد شده ، برای بهرهمند شدن از این کتاب آسمانی میتوان با استفاده از بیانات پیامبراکرم و امامان معصوم و تزکیه روح و نفس و نیز با درخواست از خدای متعال و شرکت در محافل و مجالس قرائت و تفسیر قرآن با آن ارتباط حاصل نمود.
سه شنبه 19 شهریور1387-11:6 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

حروف مقطعه در تفاسیر به شیوه های گوناگونی بیان شده
و هر یک از مفسران نظر خاصی روی این موضوع داشته اند که از آن جمله . . .
در تفسير منسوب به ابن عباس آمده است كه الم
= ( الف : آلائه، لام : لطفه، ميم : ملكه) يا (الف: الله ، لام : لطيف ، ميم :
مجيد) و ...
طبري از ابن عباس و سعيد بن جبير آورده : الم
= (الف : انا ،لام : الله، م : اعلم) و ...
ماتريدي گفته است : اين حروف سوگندهاي حق به اسماء
خود است. شيخ طوسي نيز اين قول را برشمرده كه اينها حرفي از اسماء الله ميباشند.
در مجمع البيان رواياتي و از جمله احاديثي از امام
صادق(ع) نقل گرديده كه :
المر= (انا + الله + اعلم + اري)
المص = ( انا + الله = اعلم + افضل )
يا ( انا + الله + المقتدر + الصادق)
الر= (انا+الله + الرؤوف)
المر= (انا + الله+ المحيي+ المميت+
الرزاق)
كهيعص= (انا الكافي + الهادي + الولي
+ الصادق الوعد) و . . .
در تفسير بيضاوي آمده است :
الرحمن = (الر+ حم + ن) و از عكرمه و
او از ابن عباس و از علي (ع) نقل كرده كه چنين نيايش مينمود: يا كهيعص يا حم عسق.
سيوطي در الاتقان از محمد بن كعب آورده:
حم عسق= ( الرحمن + العليم+ القدوس+
القاهر )
طسم = (ذوالطول + القدوس + الرحمن)
اسعيد بن جبير نقل كرده كه حم = (الرحمن +
الرحيم )
آن گاه سيوطي افزوده است كه در زبان عربي گاهي به
بخشي از كلمه اكتفا ميشود مثل « قلت لها قفي فقالت قاف»
هو حرف من حروف اسم الله الاعظم المقطع في القرآن
الذي يؤلفه النبي و الامام فاذا دعا به اجيب.
افزون بر اسماء حق تعالي، اين حروف ، نمادي ازديگر
مقولات ديني نيز تلقي گرديده است . در تنوير المقياس از ابن عباس آمده است كه الم
= ( الف : الله + لام: جبرئيل + ميم : محمد ).
در مورد ديگر حروف نيز چنين برداشتي شده است.
مثلاً :
يس = ( ايها السامع للوحي )
ن = ( نصر موعود للنبي )
ق = ( قران يا قوت قلب پيامبر(ص)
چهارشنبه 6 شهریور1387-14:4 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

مانند :
بدرالدين زركشي از تركيب اين حروف، جمله «نص حكم،
قاطع له سر» و فيض كاشاني جمله «صراط علي حق نمسكه» به معنی راه علی (ع)حق است، به
آن چنگ می زنیم جمع آوری شده است.
چهارشنبه 6 شهریور1387-14:3 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

خداوند براي ايجاد تحول فرهنگي درهر عصري از اعجاز استفاده كرده است در مورد قرآن نيز چنين است. صرف نظر از جنبه معنوي ومعرفتي آن جنبه اصلي اعجاز آن يعني همان فصاحت وبلاغت وبه تعبيري زيبايي و شيوايي كلام براي ما چندان ظاهر نيست. لذا بهتر است از بعدي وارد شد كه براي همگان قابل درك وفهم باشد وقوه اعجاب آنان را بر انگيزد.
ادامه مطلب
چهارشنبه 6 شهریور1387-14:1 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

١- تعداد سوره های مکی قرآن ٨۶ و تعداد سوره های مدنی قرآن ٢٨ عدد
می باشد .
٢- اولین سوره قرآن علق و آخرین سوره قرآن نصر می باشد .
۳- اولین آیه اقراء (سوره علق) و آخرین آیه آیه آخر سوره نصر
میباشد.
۴- اولین حرف (ب) و آخرین حرف (س) و کلمه وسط قرآن ( ولیتلطف )
که حرف وسط (ت) می باشد . (سوره کهف )
۵- بزرگترین سوره بقره و کوچک ترین سوره کوثر و بلندترین آیه ٢٨٢
سوره بقره و کوتاه ترین آیه به جز حروف مقطعه کلمه ( مدهامتان ) در سوره رحمن می
باشد .
۶- عنوانهایی که برای چند سوره استفاده می شود :
الف)حوامیم : سوره هایی که با حم شروع می شوند .
از سوره مومن تا سوره احقاف
ب)مسبحات : سوره هایی که با تسبیح شروع می شوند .
اسراء - حدید - حشر - صف - جمعه - تغابن - اعلی
ج)عزائم : سوره هایی که سجده واجب دارند : سجده - فصلت - نجم - علق.
د)پنج قل : سوره هایی که با قل شروع می شوند .
توحید - فلق - ناس - کافرون - جن
ه)طواسین : سوره هایی که با (ط) و (س) شروع می شوند.
شعراء - نمل - قصص
و) زهروان : سوره های بقره و آل عمران .
ز)معوذتین : سوره های فلق و ناس .
ح)حامدات : سوره هایی که با حمد شروع می شوند .
فاتحه – انعام – کهف – سبا – فاطر
7- محکم و متشابه :
محکم : آیاتی که مراد از ظاهر آیه فهمیده می شوند .
متشابه : آیاتی که دارای الفاظی با معانی متعدد باشد و از ظاهر معنی
فهمیده نشود .
8- ناسخ و منسوخ :
نا سخ : به آیاتی گویند که همواره ثابت می باشد و در عمل به آن تغییری
حاصل نشده است .
منسوخ : به آیاتی گویند که قبلا مورد عمل بوده و سپس آیه دیگری نازل و
جایگزین آن شده است .
9- علم تفسیر و تأویل :
تفسیر : علمی است که الفاظ قرآنی را از جهت دلالت بر مقصود نمایان می کند
.
تأویل : علمی است که از را ه ظاهر کلام خدا به باطن آن رجوع می کند و آن
را نمایان می سازد .
10- نامها و اصالت قراء سبعه :
1- نافع(ایرانی-اصفهان)
2- ابن کثیر(ایرانی)
3- عاصم(کوفی)
4- حمزه(ایرانی)
5- کسائی(ایرانی-طوس)
6- ابوعمرو(احتمالاایرانی-شوش)
7- ابن عامر(مصری)
بقیه آن را در ادامه مطلب ملاحظه نمائید . . .
ادامه مطلب
چهارشنبه 6 شهریور1387-13:57 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

شناخت آیات و سوره های مکی و مدنی در تاریخ قرآن، خالی
از اهمیت و فائده نمی باشد.از جمله فوائدی که از شناخت مکی و مدنی بودن آیات و
سوره های قرآن ،عائد شخص می گردد این است که یک محقق به گامهائی که اسلام در دعوت
خود برداشته و این گامها با حوادث و شرایط و اوضاع ،همزمان و هماهنگ بوده اطلاع
پیدا می کند و به هماهنگی این دعوت با محیط عربی اعم از مکه و مدینه و بیابان و
شهر دست می یابد و از سبک و اسلوبهای متفاوت این دعوت در خطاب به مومنین و مشرکین
و اهل کتاب آگاه می گردد.
لازم به ذکر است
دوره رسالت حضرت رسول صلی الله علیه و آله به دو بخش
تقسیم می شود:
دوره اول : 13 سال که در مکه مشغول تبلیغ بودند.
دوره دوم : 10 سال که به مدینه هجرت کردند و در آن
مدت دین خود را تکمیل فرمودند.
پس آیاتی که در دوره اول نازل شده آیات و سوره های
مکی است و آیاتی که در عرض 10 سال نازل شده مدنی نام دارد.
تعداد سوره های مکی 86 و تعداد سوره های مدنی 28 که
جمعاً 114 سوره قرآن راتشکیل می دهند.
چهارشنبه 6 شهریور1387-13:55 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

آیات پایانی سوره بقره، معروف به "آمن
الرسول" است. در این دو آیه خلاصهای از تمام سورة بقره آمده و روح تسلیم در
برابر آفریدگار جهان را به ما میآموزد، به همین جهت، پیشوایان معصوم: در ضمن
احادیث متعددی ما را به خواندن این دو آیه ترغیب کرده و ثوابهای گوناگونی برای آن
بیان داشتهاند. بدیهی است که اگر زبان و دل در تلاوت این آیات هماهنگ گردند، تنها
حرف نباشد، بلکه برنامة زندگی گردد، خواندن همین دو آیه میتواند کانون دل را با
آفریدگار جهان پیوند دهد.
برخی از فضایل این دو آیه طبق احادیثی که از پیامبر
اکرم آمده است، عبارتند از:
1. «هر کس این دو آیه را شب (بعد از نماز عشا)
بخواند کفایتش میکند (از بیداری برای نماز شب) »
2. « در آخر سوره بقره آیاتی است. این آیات دعا
هستند و خداوند رحمان را راضی میکنند »
3. « . . . ملک نازل شد و گفت: ( ای رسول خدا )
خداوند تو را به دو نور بشارت میدهد که به هیچ پیامبری قبل از تو داده نشده است :
یکی از آنها فاتحة الکتاب و دیگری آیات پایانی سوره بقره است. هیچ
کسی آنها را تلاوت نمی کند مگر آن که حاجتش را خواهد گرفت »
مجمع
البیان، علامه طبرسی، ج 1، جزء 3، ص 391، منشورات دارمکتبة الحیاة
4. « این دو آیه قرآنند، شفا بخشند، خداوند آن دو
آیه را دوست دارد و آن دو خداوند رحمان را راضی و خشنود میکنند »
5. « . . . این دو آیه اگر سه شب در منزلی خوانده
شود، شیطان به آن نزدیک نمیشود »
الدرالمنثور، جلال الدین السیوطی، ج 2، ص 136ـ138،
داراحیأ التراث العربی
6. « هر کسی چهار آیة اول سورة بقره و آیة الکرسی و
دو آیه بعد از آن و سه آیة آخر سوره بقره را بخواند، در جان و مالش مکروهی (ناملایمتی)
را نخواهد دید، و شیطان به او نزدیک نخواهد شد و قرآن را فراموش نخواهد کرد »
نورالثقلین، عروسی الحویزی، ج 1، ص 368، مؤسسة التاریخ العربی
7. در حدیث قدسی آمده است که خداوند فرمود: "ای
(رسول گرامی) برای تو و امتت گنجی از گنجهای عرشم را دادم. این گنج فاتحة
الکتاب و آخر سوره بقره است »
تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج 1، ص 291، دارالمرتضی
للنشر
8. « هر کسی شب دوازدهم رجب دو رکعت نماز بخواند.
حمد یک مرتبه و "آمن الرسول" را ده مرتبه بخواند، خداوند به او صواب
آمران به معروف و ناهیان از منکر و ثواب آزاد کردن هفتاد بنده را عطا میکند. . . »
معراج المومنین نوشته استاد سید محمد تقی مقدم
منبع پرسجو
چهارشنبه 6 شهریور1387-13:50 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

عرض کرد : از خدا می ترسم.
حضرت فرمود : ای بنده خدا از گناهان خود بترس و از
اینکه بر بندگان اوستم می کنی و خداوند با تو به عدالتش رفتار کند هراسان باش.
تکالیف او را انجام ده و از فرمانهای اوسرپیچی
مکن.اگر چنین کردی دیگر از خداوند ترسی به دل راه مده که به هیچ کسی ستم نمی کند و
او را بیش از آنکه سزاوار باشد عذاب نمی دهد ، مگر آنکه اعمالت تغییر یابد ، در
این وقت ترسان باش.
اگر می خواهی خداوند تو را در امان دارد ، بدان که
هر کار خوبی که می کنی از توفیقات خود خداست و هر بدی که می کشی خداوند به تو مهلت
می دهد.
حضرت در حدیث دیگری می فرماید :
هر گاه از خدا بترسی بسوی او می روی و هر گاه از
مخلوق بترسی از آن فرار می کنی.
چهارشنبه 6 شهریور1387-13:45 | | سرباز | گروه داستانهای پند آموز |لینک به نوشته

امام علی علیه السلام در نامه ای به « ابن حنیف »
کارگزار خود در بصره نوشت:
به من خبر رسیده که مردی از جوانان بصره تو را به
مهمانی خوانده است و تو با شتاب به آن ملس رفته ای و خوراک های رنگارنگ و کاسه های
بزرگ در برابرت نهاده اند ، گمان نمی کنم به مهمانی جماعتی روی که نیازمندان آنها
رانده شده اند و توانگرانشان دعوت شده اند.
چهارشنبه 6 شهریور1387-13:44 | | سرباز | گروه داستانهای پند آموز |لینک به نوشته

1-کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء میکنند انسانهای منطقی هستند
2-کسانی که بر عکس عقربههای ساعت امضاء میکنند دیر منطق را قبول میکنند و بیشتر غیر منطقی هستند
3-کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پافشاری در امور دارند
4-کسانی که از خطوط افقی استفاده میکنند انسانهای منظّم هستند
5-کسانی که با فشار امضاء میکنند در کودکی سختی کشیدهاند
6-کسانی که پیچیده امضاء میکنند شکّاک هستند
7-کسانی که در امضای خود اسم و فامیل مینویسند خودشان را در فامیل برتر میدانند
8-کسانی که در امضای خود فامیل مینویسند دارای منزلت هستند
9-کسانی که اسمشان را مینویسند و روی اسمشان خط میزنند شخصیت خود را نشناختهاند
10-کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء میکنند ، کسانی هستند که میخواهند به قله برسند
11-بی شک بیان مطالب افکار مختلف نشانه ی تائید آن نمی باشد
به نقل از سایت تکچین
دوشنبه 4 شهریور1387-12:29 | | سرباز | گروه طالع بینی ، فال ، استخاره |لینک به نوشته

حضرت آدم (عليه السلام) اولين پيامبري بود که بر مصائب امام حسين (عليه السلام) در روز عاشورا اشک ريخت و به اين وسيله ، توبه اش مورد تقرب درگاه خداوند متعال واقع گرديد . حضرت آدم (عليه السلام) که به خاطر «ترک اولي» به زمين منتقل شده بود ، از اين جهت سخت نگران بود ، تا آن که خداوند متعال به ايشان کلماتي را آموزش داد تا بتواند مورد توجه قرار گيرد .
در سوره بقره آيه 37 خداوند متعال مي فرمايد : «وَ تَلَقّي آدَمُ مِن رَبِّه کَلِماتِ فَتابَ عَلَيهِ ...»
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) درباره اين آيه شريفه مي فرمايند : چون خداوند متعال خواست توبه آدم را مورد توجه قرار دهد ، به او آموخت که بگويد :
يا حَميدُ بِحَقّ مُحَمَّد وَ يا عاليُ بِحَقِّ عَلِيّ وَ يا فاطِرُ بِحَقِّ فاطِمَة وَ يا مُحسِنُ بِحَقِّ الحَسَنِ وَ يا قَديمَ الإحسانِ بِحَقِّ الحُسَينِ
در کتاب خصائص الحسينيه چنين نقل شده است : « هنگامي که به نام مقدس اباعبدالله الحسين (عليه السلام) رسيد و نام آن حضرت را به زبان آورد ، باشنيدن اين نام قلب ايشان شکست و اشکشان جاري گشت و چون سبب اين امر را از جبرئيل پرسيد ، در جواب عرض کرد : اي آدم ! او فرزند شماست و به مصيبتي دچار مي شود که تمام مصائب عالم در برابر آن کوچک مي باشد . حضرت آدم (عليه السلام) فرمود : آن مصيبت چيست ؟ جبرئيل گفت : اي آدم ! فرزند تو ، در حالي که تشنه است و از وطن دور افتاده و تنها و بي ياور است ، کشته مي شود . آن قدر تشنگي بر او اثر مي گذارد که عالم به نظرش تيره و تار گردد و هرچه فرياد مي زند : آه از تشنگي ... آه از کمي يار ! ... جواب ايشان را کسي نمي دهد ، مگر با شمشيرهاي برهنه و برنده ... سپس حضرت آدم (عليه السلام) و جبرئيل هر دو به شدت گريه کردند . اين گريه سبب تقرب حضرت آدم (عليه السلام) شد و آن روز را «عرفه» و آن مکان را «عرفات» ناميدند.
دوشنبه 4 شهریور1387-12:26 | | سرباز | گروه داستانهای پند آموز |لینک به نوشته



