
786
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب
--------
کسانی بیمار دارند ( هر نوع بیماری ) و یا مشکل و گرفتگی در امور شرعی دارند نظر خصوصی بدهند با کسب اجازه کامل با ذکر مشخصات فردی و یک ساعت مشخص که در همان ساعت ارتباط را دریافت کنند
آرشیو
تماس با من
جستجو
آرشیو وبلاگ
مرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشیو موضوعی
فلسفه و مفاهیم
طالع بینی ، فال ، استخاره
قرآن کلام خدا
داستانهای پند آموز
نجوم ، زمان ، ساعات
طب در اسلام و قرآن
امکانات یار
شیعه شناسی
پاسخ نامه
*.* رمل *.*
کتابهای یار
درباره ارتباط
آدرس های ورودی
YAr.HOO.ir
YAr.Zim.ir
YAr102.ORQ.ir
ZAlin.HOO.ir
آمار گیر
خبرنامه
لوگوی یار
رسول اكرم صلى الله عليه و آله : دعا حربه مومن است براى دفع دشمنان و عمود دين است كه به آن دين مومن بر پا است و نور آسمان و زمين است .
(بحار الانوار جلد 93، ص 288)
امام صادق عليه السلام : دعا همان عبادتى است كه خداوند درباره اش فرموده همانا كسانى كه از عبادت و پرستش من تكبر كنند بزودى با ذلت و خوارى وارد جهنم خواهند گشت پس فرمود دعا كن خدا را بخوان و مگو كارها بر حسب تقدير الهى انجام خواهد شد.
(وسائل الشيعه )
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : ناتوان ترين مردم كسى است كه از دعا كردن ناتوان باشد.
(مشكاه الانوار)
امام رضا عليه السلام : دعا از نيزه كارگرتر است و دعا بر مى گرداند قضا را هر چند از آسمان نازل شده باشد و محكم شده باشد و دعا كليد همه رحمت ها است .
امام صادق عليه السلام : خداوند عزوجل خوشش نمى آيد كه بندگانش از همديگر خواهش و درخواست كنند و همين مطلب را درباره خودش دوست دارد چون خداوند عزوجل خوشش مى آيد كه از او سوال و درخواست كنند و نعمتهاى خداوندى را از وى بخواهند.
(ص 1109، ح 2، ب 20)
امام محمد باقر عليه السلام : هيچ چيزى نزد خدا برتر از سوال و درخواست آنچه كه در نزد اوست نمى باشد.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله : كسى كه به دعا توفيق يابد بدبختى ندارد و وقتى خدا توفيق خود را براى دعا فراهم نمود علامت آن است كه درهاى رحمت را بروى او گشوده است .
(وسائل الشيعه )
امام صادق عليه السلام : هنگامى كه بنده مومن دعا كند خداوند عزوجل به فرشتگان گويد با اين كه دعاى اين بنده مستجاب است در عين حال حاجتش را ديرتر بر آوريد چون من دوست دارم آوازش را بشنوم .
امام رضا عليه السلام : به اصحاب خود فرمود بر شما باد به سلاح انبياء گفتند: سلاح انبياء چيست ؟ فرمود: دعا.
امام موسى كاظم عليه السلام : فرمود: كه از براى هر مرض دوا و دعائيست . هرگاه خداى تعالى به خاطر بيمار رساند كه دعا كند به تحقيق اذن داده است در شفاى او.
فوايد دعا از سخنان ائمه معصومين عليه السلام
امام صادق عليه السلام : همانا بنده مومنى درباره حاجتى خداى خود را خوانده و دعا مى كند در آن حال خداوند عزوجل به فرشتگان گويد حاجت او را ديگرتر بر آوريد چون مشتاق شنيدن صداى دعاى او هستم و در روز قيامت خداى عزوجل به آن بنده خواهد گفت : بنده من دعا كردى و من برآوردن حاجت تو را مدتى به تاخير انداختم و ثواب دير برآوردن حاجتت را الان چنين و چنان خواهد و درباره فلان مطلب دعا كردى باز هم دعايت را دير مستجاب كردم و اكنون به عوض دير مستجاب شدن دعايت مزد و پاداش فراوانى خواهم داد. امام صادق عليه السلام فرمود: همين كه مومن خوبى نتيجه را مى بيند آرزو مى كند كه اى كاش هيچ يك از دعاهايش در دنيا مستجاب نمى شد.
(ب 21، ح 5، ص 1112)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر مسلمانى كه دعا كرده و خدا را بخواند البته در غير قطع رحم و گناه حتما يكى از اين سه نعمت به او داده خواهد شد.
اول : خواسته اش را بزودى برآورد.
دوم : ذخيره آخرتش قرار دهد.
سوم : پيشامد ناگوارى را از او دور كند.
ياران گفتند اگر چنين است فراوان دعا كنيم . فرمود: فراوان دعا كنيد.
امام صادق عليه السلام : خداوند در روز قيامت دعاى مومنان را جزء كارهاى نيك آنان شمرده و به همين بهانه در بهشت جاى بهترى به آنان خواهد داد.
على عليه السلام : دعا سپر مومن در مقابل بلاها است و اگر درب خانه اى را زياد بكوبى عاقبت به رويت باز شود. خداوند دوست دارد بندگانش از او درخواست كنند و به پاداش دعاى آنان در روز قيامت مانند عملهاى ديگرشان خواهد داد.
(وسائل الشيعه )
امام صادق عليه السلام : بر شما باد به دعا كردن چه اينكه هيچ وسيله اى مانند دعا شما را به مقامات قرب معنوى نزديك نمى كند.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله : دعا مغز و روح عبادتها است هيچ دعايى بى اثر نمى ماند و لااقل كفاره بعضى از گناهان واقع مى شود.
(وسائل الشيعه )
سخنان ائمه معصومين عليه السلام درباره چگونه دعا كردن
امام صادق عليه السلام : اگر كسى از شما بخواهد داراى حالتى شود كه همه خواسته هايش را خداوند برآورد بايد از همه مردم نااميد باشد و هيچ اميدى جز خداوند نداشته باشد پس اگر خداوند چنين حالتى را در قلب او بيابد چيزى از خدا نخواهد مگر اينكه برآورد.
(وسائل الشيعه )
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : شخصى به پيغمبر صلى الله عليه و آله عرض كرد دوست دارم دعايم مستجاب شود. حضرت فرمود: خوراك خود را پاك كن و سعى كن حرام وارد شكمت نشود.
امام صادق عليه السلام : هنگام دعا قلب خود را متوجه خدا گردان و چنان گمان داشته باش كه خواسته ات در آستانه در حاضر و آماه است .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: دعا كنيد در حالى كه يقين و اطمينان داشته باشيد كه دعاى شما مستجاب خواهد شد.
امام صادق عليه السلام : مردى از بنى اسرائيل مدت سى و سه سال دعا مى كرد و از خداى خود فرزندى پسر مى خواست همين كه ديد دعايش مستجاب نمى شود خطاب به خدا نموده و گفت : خداى نمى دانم من از تو خيلى دورم كه صداى مرا نمى شنوى يا با اين كه نزديكى و مى شنوى در عين حال پاسخم نمى دهى . در اين هنگام كسى به خواب او آمده گفت : سر مستجاب نشدن دعايت اين است كه بد زبانى مى كنى و در حال دعا قلبت آشفته و ناپاك است و نيتت ناشايسته و ناجور اگر مى خواهى دعايت مستجاب شود اين سه عيب را از خود دور كن . يعنى خوش زبان باش و قبلت را پاك و پاكيزه نموده قلبا از خدا بترس و بپرهيز و نيتت را سالم نما (خوشبين و اميدوار به رحمت خدا باش ). پس از اين جريان آن مرد تصميم گرفت به سفارش ها عمل كند. اتفاقا در نتيجه عمل به آن دستورها خداوند پسرى به او مرحمت نمود.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : خداوند مستجاب نكند دعاى كسى را كه دلش پريشان است و نداند چه مى گويد.
یکشنبه 28 مهر1387-17:46 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

جمعه 26 مهر1387-20:27 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

هشام بن سالم
گويد:امام صادق صلوات الله عليه فرمود:
خداوند به
موسي و هارون گفت(قد اجيب دعوتكما)(همانا دعاي شمادونفر را اجابت كردم)و ميان اين
دعاو غرق شدن فرعون چهل سال فاصله بود.اصول كافي ج4
جابر از
پيغمبر (صلي الله عليه و آله )روايت كرده كه فرمود:بندهاي خدارا ميخواند و او ان بنده را دوست دارد ،پس به جبرئيل
ميفرمايد كه اجابت اين بنده را تاخير انداز،زيرا كه دوست ميدارم صداري او را بيشتر
بشنوم و بندهاي خدا را ميخواند و خدا او را دشمن ميدارد ،پس ميگويد : اي جبرئيل
حاجت اين را تعجيل كن كه من كراهت دارم صداي او را بشنوم- كافي ج4
مولاي بي نظير
ما حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله عليه در نهج البلاغه به امام حسن صلوات الله عليه
اينگونه و صيت مفرمايند:
خداوند با
اذني كه براي دعا و مسئلت به تو عطا فرموده ،كليد خزائنش را در اختيارت نهاده
است پس هر وقت بخواهي ميتواني درهاي نعمتش را به وسيله دعا باز كني و ابرهاي
رحمت ش را به ريزش درآوري ! ومبادا كه تأخير اجابت ،تو را مديوس كند ،زيرا بخشش او
به اندازۀ نيت و خواست قلبي انسان است،و بسا كه تاخير در اجابت براي اين است كه خواستار پاداش بزرگتر و آرزومند بخشش فراوان تر
گردد ،و چه بسا چيزي را درخواست كرده اي و به جاي آن چيز ديگري كه سودش در دنيا و
آخرت برايت بيشتر بوده به تو عطا گرديده ،يا براي خاطر امر بهتري از تو بازداشته شده ،زيرا بسيار ي از خواسته ها
ست كه اگر عملي گردد دين را تباه ميكند.
در مكارم
الاخلاق ج2 ص3 نيز از پيغمبر صلي الله عليه و اله روايت كرده كه فرمود هيچ مسلماني دعا نميكند مگر اينكه خداوند يكي از اين
سه چيز را به او عنايت ميكند :يا دعايش را مستجاب ميكند و يا پاداشش را براي آخرت ذخيره ميكند و يا
آنكه به قدر خواسته اش بلا را از او دفع ميكند. و در كتب كافي و محجةالبيضا و ديگر
كتب معتبر از اين دست روايات موجود است كه ((داعي))
هرگاه دعا را
باشرايط ان به جا آورد يا بزودي به اجابت
ميرسد يا مستحق بخشش ديگري شده و بهتر از آنچه خواسته را به او ميدهند و يا
ذخيره آخرت او ميشود و پاداش بزرگتري به او ميرسد يا به اندازۀ دعايي كه كرده
گناهانش بخشيده ميشود و يا بلائي از او
دفع ميگردد
در دُرّ
المنثورآمده كه حضرت محمد صلي الله عليه واله: فرمود هرگاه خدا دربارۀ بنده اي
ارادۀ استجابت داشته باشد به او اذن دعا
ميدهد.
بايد در دعاها
از خدا بخواهيم نگذارد ما مأيوس از اجابت شويم همچنان كه امام سجاد صلوات الله
عليه در دعاي21 صحيف ميفرمايد:
و لا ايساً من
اجابتك لي و ان ابطات عني في سراء.... او فقر او غناء(مرا نااميد از اجابت خود قرار مده هر چند كه آن اجابت را براي من به
تاخير اندازي ،چه در راحتي باشم يا بلا،در نقمت باشم يا تعمت و رفاه ،در فراواني
باشم يا محنت ،در تهيدستي باشم يا توانگري .....
اميرالمومنين
علي عليه السلام فرمودند:
به هركه چهار
چيز اعطا شود از چهار چيز محروم نميماند:
به هر كسي
توفيق دعا كردن دادند از اجابت محروم نميماند و به هر كه توفيق توبه كردن داده شد از قبول توبه محروم نميماند و به هر كه
توفيق استغفار داده شد از آمرزش محروم نميماند و به هركه توفيق شكر داده شد از
زياد شدن نعمت محروم نمي ماند .
امام صادق
صلوات الله عليه فرمودند:
الدعاءكهف
الاجابةكما ان السحاب كهف المطر يعني همانطور كه ابر پايگاه باران است ،دعا پايگاه اجابت است - مكارم الاخلاق ج2ص4
هشام بن سالم
از امام صادق عليه السلام نقل ميكند كه فرمود:آيا ميدانيد كه به چه سبب گاهي بلا طولاني ميگردد و گاهي مدت ان كوتاه
است گفتند نه،فرمود :اگر هنگام بلا به ياد
دعا بيفتيد و الهام شويد كه دعا كنيد ،بدانيد كه مدت بلا كوتاه است. مكارم الاخلاق
ج2ص5
جمعه 26 مهر1387-20:4 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

نخوردن مال
حرام ونداشتن لباسي كه از مال حرام درآن وجود دارد از شروط مهم و اوليه براي استجابت
دعا است در بعضي روايات آمده خوردن مال حرام مانع استجابت دعا تا40 روز ميشود.
جمعه 26 مهر1387-20:4 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

شفاعت در لغت و در اصطلاح شفاعت در لغت:"الشفاعة کلام
شفيع للملک فى حاجة يسألها لغيره. عن المبرّد و ثعلب أنّهما قالا فى قوله تعالى:"من
ذا الذى يشفع عنده إلّا بإذنه"،قال الشفاعة الدعاء ههنا."
در اصطلاح شرع نيز مسئله شفاعت درخواست کسى از کسى ديگر براى
شخص ثالث است، و قرآن کريم درباره ى وقوع آن و افرادى که حق شفاعت دارند اشاراتى دارد
و همه ى مسلمين آن را قبول دارند از جمله آنها شيعيان و وهابيها مى باشند و نيز قبول
دارند فى الجمله بنا به آنچه در چگونگى بهره جويى بندگان خدا در اين از لطف و رحمت
الهى استن، که فرقه وهابيت در نوع بهره جويى جستن از اين لطف خداوند، به مسلمانان عموماً
و خصوصاً شيعيان اشکال وارد مى کند و آنها را متهم به شرک در عبادت (عبوديت) مى کند.
مهمترين مسئله اى که در بحث شفاعت مطرح مى کنند نحوه درخواست
شفاعت است و اينکه از چه کسى و براى چه و براى چه زمانى بايد انجام شود، آنها قائلند
که طلب شفاعت فقط بايد از خدا باشد; زيرا که شفاعت حق اوست و کسى ديگر را در اين زمينه
حقّى نيست، به اصطلاح شفاعت از جمله شئونات خدايى است، لذا درخواست آن از غيرخدا ما
را در صف مشرکان و بت پرستان قرار مى دهد، آنچه که گفته شد از جمله ادعاهايى است که
از بيانات و نوشتار بزرگان وهابيون برمى آيد.
سخن محمدبن عبدالوهاب در طلب شفاعت از انبياء و صالحين
محمدبن عبدالوهاب رئيس فرقه وهابى در رساله اربع قواعد در تشبيه
طلب کنندگان شفاعت از انبياء وملائکه و شهداء و اولياء به کفار و مشرکين زمان رسول
اکرم (صلى الله عليه وآله)مى گويد:مشرکان هم مى گفتند ما ازبتها طلب نمى کنيم و به
آنها روى نمى آوريم مگر براى نزديک شدن به خدا و اينکه آنها در نزد خدا از ما شفاعت
کنند.
و در رساله اى ديگر مى گويد:لکن مشرکان برخى از مخلوقات را
بين خود و خداوند وسيله قرار مى دهند و مى گويند ما از اين مخلوقات نزديکى به خدا و
شفاعت در نزد او را طلب مى کنيم، و ادامه مى دهد:و ازجمله مشرکين کسانى بودند که از
ملائکه درخواست مى کردند بخاطر قرب و نزديکى آنها در نزد خدا براى آن مردم پيش خدا
شفاعت کنند و برخى از مردم افراد صالح را همانند"لات" يا پيامبرى را مانند
عيسى (عليها السلام)به شفاعت فرا مى خواندند،و در پايان مى گويد:همانا قصد و توجه نمودن
آن مردم بسوى ملائکه و انبياء و اولياء براى اين بود که از آنها درخواست شفاعت و نزديک
شدن به خدا مى کردند و به همين سبب که از آنها درخواست مى کردند،پيامبر(صلى الله عليه
وآله)جان و مالشان را حلال کرد
در سخنى ديگر دارد که مى گويد: همانا کسانى که رسول (صلى الله
عليه وآله)آنها را مهدورالدم اعلام فرمود به آنچه که گفتيم اعتقاد داشتند و نيز معتقد
بودند که بتهايشان تدبير و سرپرستى هيچ امرى را در عالم بعهده ندارند و آنها از توجه
بسوى بتها اراده نمى کردند مگر شفاعت را، و طلب شفاعت از صالحين (انبياء و ملائکه و
اولياء) عيناً مانند گفته کفار و مشرکين عهد رسول (صلى الله عليه وآله)است که مى گفتند
ما اين بتها را نمى پرستيم مگر اينکه به آنها نزديک شويم تا در نزد خداوند برايمان
شفاعت کنند.
شفاعت مثبت و شفاعت منفى در سخن ابن عبدالوهاب
محمدبن عبدالوهاب در کتابش مى گويد: شفاعت بر دو قسم است; شفاعت
مثبت و شفاعت منفى، شفاعت مثبت آن است که از خدا درخواست شود و خدا در آن براى شفيع
و مشفوع له اذن دهد، "من ذا الذى يشفع عنده إلّا بإذنه". و شفاعت منفى شفاعتى
است که از غيرخدا طلب شود که خداوند آن را نهى کرده و مردود مى داند، "ما لکم
من دونه من ولّى و لا شفيع" در مکان ديگر جايى که بعضى اتباع خود را براى مقابله
با مخالفين آموزش مى داد گفت :اگر مخالفين پرسيدند آيا شفاعت رسول الله (صلى الله عليه
وآله)را انکار مى کنى و از آن دورى مى جويى، بگو: نه بلکه او شفيع است و شفاعتش مورد
قبول، لکن من شفاعت او را از خداوند طلب مى کنم بخاطر اينکه خداوند همه شفاعت را از
آن خود مى داند و کسى بنا به قول خدا بدون رضايت خداوند حق شفاعت کردن ندارد،
"و لا يشفعون إلّا لمن ارتضى" و خدا جز به توحيد راضى نمى شود، و پيامبر
و غيرپيامبر بدون اذن خدا شفاعت نمى کنند و خدا هم جز براى اهل توحيد و خالصين اجازه
نمى دهد،پس شفاعت همه براى خداست و از او بايد طلب کرد، و مى گوييم بار خدايا شفاعت
پيامبر (صلى الله عليه وآله)را بر ما حرام نگردان، خدايا پيامبرت را شفيع ما گردان،
و مانند آن; و اگر کسى بگويد به پيامبر (صلى الله عليه وآله)شفاعت عطا شد و من از او
که خدا به او عنايت کرد طلب مى کنم، در جواب بگو: خدا شفاعت را به او عطا کرد ولى تو
را از درخواست نمودن از او نهى کرد به اينکه فرمود:"فلاتدعوا مع الله أحداً"
واگر گفت آيا به غيرت خدا شفاعت عنايت شد بگو بله، به ملائکه و اولياء آنها شفاعت ميى کنند. پس اگر گفت شفاعت به آنها عطا شد و من از آنها درخواست مى کنم، پس به او متذکر شو عبادت صالحين را که خداوند در کتابش ذکر فرمود:"و يعبدون من دون الله ما لايضرّ هم و لاينفعهم و يقولون هؤلا شفعاؤنا عندالله"
ادامه مطلب
چهارشنبه 24 مهر1387-14:22 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

رجعت چیست
رجعت در قرآن
رجعت در روایات
رجعت در ادعیه
رجعت اختیاری یا اجباری
رجعت زنان
منابع
اعتقاد به رجعت يکي از عقايد مسلم و
ترديد ناپذير شيعه است، که همزمان با ظهور مهدي آل محمد (عج) برخي از امامان معصوم
(عليهم السلام) همانند امير مؤمنان (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و
برخي از مؤمنان حقيقي و پيروان اهل بيت به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار ديگر
به دنيا باز ميگردند. بازگشت اين عده نه تنها غير ممکن نيست، بلکه از نظر قرآن
کريم اين پديده امري مسلم است که آيات متعددي از آن سخن گفته است.
رجعت چيست؟
رجعت در لغت به معني بازگشت مي باشد
که در اصطلاح به معني بازگشت گروهي از مؤمنان خالص و عده اي از منافقان فاجر پيش
از قيامت به اين جهان است.
مفهوم رجعت در ميان شيعيان اين است که
امامان معصوم که بازمانده ي خاندان وحي و نبوت (عليهمالسلام) مي باشند و انبوهي
ديگر از کساني که از اين دنيا رفته اند، بار ديگر پس از حضرت مهدي (عج) به خواست
خدا و ارادهي حکيمانه او، بدين جهان بازميگردند.
برخي از شيعيان رجعت را به تأويل برده
و گفته اند که مقصود از رجعت، بازگشت دولت حق و حاکم شدن دين خدا بر خلق است، نه
رجعت اشخاص پس از مرگ. ايـن گروه از شيعيان، از اين رو دست به چنين تأويلي زده اند
که نتوانسته اند در مقابل انکار منکرين دليل قاطعي اقامه کنند و شبهات آنان را در
زمينه ممتنع جلوه دادن رجعت جواب گويند.
لذا در جواب اين عده از شيعيان مي
بايست گـفت که رجعت تنها با روايات که جنبه اخبار آحاد دارد ثابت نگرديده، بلکه با
پشتوانه اجماع طائفه، به اثبات رسيده است. چنين امري، با اين صراحت قابل تأويل
نيست. (1)
مسأله رجعت در آيات قرآن
الف - اثبات امکان رجعت در آينده
آيات بي شماري از قرآن کريم، توسط
پيشوايان معصوم - عليهم السلام - به عنوان آيات رجعت مطرح شده که از بررسي آنها
وقوع رجعت در ميان پيشينيان و امکان آن در آينده به روشني اثبات مي گردد. در اينجا
به چند نمونه از آياتي اشاره مي کنيم که در احاديث اهل بيت عصمت و طهارت به رجعت
گروهي از مؤمنان و مشرکان خالص بعد از ظهور حضرت مهدي (عج) تفسير شده است:
1- «و لئن قتلتم
في سبيل الله او متم لمغفره من الله و رحمه خير مما يجمعون.» (آل عمران/157) .
اگر در راه خدا کشته شويد و يا
بميريد، رحمت و مغفرت خدا بهتر است از آنچه گرد مي آوريد.
امام باقر (عليه السلام) در پيرامون
اين آيه از جابر پرسيد: اي جابر! آيا مي داني که معناي «سبيل الله» چيست؟
جابر گفت: نه به خدا سوگند، جز اينکه
از شما بشنوم. فرمود: «سبيل الله» راه علي و اولاد علي است. هر کس با ولايت وي
کشته شود، در راه خدا کشته شده است. و هر کس با ولايت او بميرد، در راه خدا مرده
است. هيچ مؤمني از اين امت نيست جز اينکه براي او قتل و مرگي هست، هر کدام از آنها
کشته شود يک بار ديگر برمي گردد تا بميرد و هر کدام از آنها بميرد، برمي گردد تا
کشته شود.» (2)
و امام رضا (عليه السلام) نيز در اين
رابطه فرموده است: «هر مؤمني در بستر بميرد در رجعت کشته مي شود، و هر مؤمني کشته
شود، در رجعت در بستر خود مي ميرد.» (3)
2- «ان الله
اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه، يقاتلون في سبيل الله فيقتلون
و يقتلون، وعدا عليه حقا في التوراه و الانجيل و القرآن، و من اوفي بعهده من الله
فاستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به، و ذلک هو الفوز العظيم.» (توبه/111)
«خداوند از
مؤمنان جانها و مالهايشان را خريداري کرد و در برابر، بهشت را از آنِ آنها ساخت،
آنها در راه خدا کارزار کنند و بکشند و کشته شوند. وعده حق خدا در تورات و انجيل و
قرآن است. چه کسي از خداوند، به وعده خود وفادارتر است؟ بشارت باد بر شما با اين
معامله اي که با خدا کرديد، و اين رستگاري بزرگ است.»
"زراره بن
اعين" گويد: دوست داشتم از امام باقر (عليه السلام) در مورد "رجعت"
سؤال کنم، ولي نمي خواستم به طور مستقيم بپرسم، از اين رو پرسش خود را چنين مطرح
کردم: جانم به فدايت، به من خبر ده از کسي که کشته مي شود، آيا او مرده است؟
فرمود: «نه، مرگ مرگ است و قتل، قتل.» گفتم: بالاخره کسي که کشته مي شود، مي ميرد؟
حضرت فرمود: «اي زراره! گفتار خدا حق
است که ميان مرگ و قتل فرق مي گذارد و مي فرمايد: اگر بميرد و کشته شود.» (آل
عمران/144) و در جاي ديگري مي فرمايد: «اگر بميرد و اگر کشته شويد، به سوي خداوند
باز مي گرديد.» (آل عمران/158) و مي فرمايد: «خداوند از مؤمنان جان و مالشان را در
برابر بهشت خريداري کرده است.» (توبه/111) عرض کردم: خداي تبارک و تعالي مي
فرمايد: «هر کس طعم مرگ را خواهد چشيد.» (انبياء/35) آيا کسي که کشته مي شود طعم
مرگ را نمي چشد؟ فرمود: «کسي که با شمشير کشته مي شود، همانند کسي نيست که در بستر
بميرد. کسي که کشته مي شود به ناگزير بايد برگردد تا طعم مرگ را بچشد.» (4)
ب - اثبات وجود رجعت در امتهاي
پيشين
آياتي از قرآن کريم وقوع رجعت را در
ميان امتهاي پيشين اثبات مي کند. هنگامي که وقوع رجعت در ميان امتهاي پيشين ثابت
شود، اثبات امکان و لزوم وقوع آن در امت اسلامي نيز ثابت مي شود، زيرا بهترين دليل
بر امکان چيزي وقوع آن است.
1- «ثم بعثناکم
من بعد موتکم لعلکم تشکرون.» (بقره/56) .
«آنگاه شما را
پس از مرگتان برانگيختيم تا شايد سپاسگزار باشيد.»
اين آيه در مورد هفتاد نفر از
برگزيدگان قوم حضرت موسي (عليه السلام) است که حضرت موسي آنها را از ميان قوم خود
برگزيد و با خود به طور سينا برد تا بر جريان مکالمه اش با خدا و گرفتن الواح از
جانب خدا شاهد باشند، و در نتيجه بني اسرائيل صدور الواح را از جانب خدا تکذيب
نکنند. چون به "طور" رسيدند و مکالمه حضرت موسي (عليه السلام) را با خدا
مشاهده کردند، گفتند: «اي موسي، ما به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه خداوند را
آشکارا به ما بنماياني.» هر چه حضرت موسي آنها را از اين خواسته جاهلانه منع نمود،
آنها بر خواهش خود اصرار ورزيدند تا سرانجام صاعقه آمد و همه آنها را نابود کرد.
حضرت موسي (عليه السلام) عرضه داشت: «بار پروردگارا! اگر اين هفتاد نفر زنده
نشوند، من چگونه به سوي قوم خود بروم؟ آنها مرا به قتل اينها متهم خواهند کرد.»
خداوند بر او منت نهاد و آنها را زنده کرد و همراه حضرت موسي (عليه السلام) به سوي
خانه و کاشانه خود بازگشتند.
در مورد سرگذشت اين هفتاد نفر هيچ
اختلافي نيست و صريح قرآن است که آنها بر اثر صاعقه جان سپردند و به درخواست حضرت
موسي (عليه السلام) از نو زنده شدند، که معناي «رجعت» چيزي جز زنده شدن پس از مرگ
نيست. (5)
2- «و اذ قتلتم
نفسا فادارتم فيها و الله مخرج ما کنتم تکتمون. فقلنا اضربوه ببعضها کذلک يحيي
الله الموتي و يريکم آياته لعلکم تعقلون.» (بقره/72 و 73) .
«به ياد آوريد
هنگامي را که فردي را به قتل رسانديد. سپس درباره قاتل او به نزاع پرداختيد، و
خداوند آنچه را که مخفي مي کرديد آشکار مي سازد. پس گفتيم که قسمتي از گاو را به
مقتول بزنيد (تا زنده شود و قاتل خود را معرفي کند) خداوند اين گونه مردگان را
زنده مي کند و آيات خود را به شما نشان مي دهد، شايد عقل خود را به کار بريد.»
اين آيات پيرامون حادثه قتلي است که
در بني اسرائيل روي داد و به امر خدا گاوي ذبح گرديد و قسمتي از بدن گاو به مقتول
زده شد و مقتول زنده شد و قاتل خود را معرفي کرد. داستان از اين قرار است:
«در ميان بني
اسرائيل پير مردي بود که ثروتي سرشار و نعمتي بي شمار و پسري يگانه داشت که پس از
مرگ پدر همه آن ثروت به او منتقل مي شد، اما عموزادگانش که تهيدست بودند بر او حسد
کردند و او را به قتل رسانيدند و جسدش را در محله قومي ديگر انداختند. پيکار به
محضر حضرت موسي (عليه السلام) کشيده شد تا در ميان آنها داوري کند.
حضرت موسي (عليه السلام) به وحي خدا
فرمود تا ماده گاوي ذبح کنند و زبان آن گاو را بر تن مقتول بزنند تا زنده گردد و
قاتل خود را معرفي کند.
هر گاو ماده اي را که ذبح مي کردند
کفايت مي کرد، ولي با پرسشهاي بي جا کار خود را دشوار ساختند و هر بار نشانه هايي
گفته شد که آن نشانه فقط با يک گاو تطبيق نمود که از آن کودکي يتيم بود. ناگزير آن
را به قيمت بسيار گزافي خريدند و سر بريدند و قسمتي از بدن گاو را به بدن مقتول
زدند. او با قدرت الهي زنده شد و گفت: اي پيامبر خدا! مرا پسر عمويم به قتل
رسانيده است، نه آنهايي که به قتل متهم شده اند، و حضرت موسي امر فرمود پسر عمويش
را قصاص کردند.» (6) از امام حسن عسکري (عليه السلام) روايت شده که شخص مقتول 60
سال داشت. هنگامي که به اذن خدا زنده شد، خداي متعال 70 سال ديگر به او عمر داد و
130 سال عمر نمود. و تا پايان عمر از نشاط و تندرستي و سلامتي حواس برخوردار بود.
(7)
مسأله رجعت در روايات
امام صادق (عليه السلام) فرمودند :
«هنگام رجعت کساني که مؤمن خالص و کافر خالص هستند زنده مي شوند و به دنيا بر مي
گردند.» (8) و نيز فرمود: «در پشت کوفه (نجف) 27 مرد از هدايت شدگان، و از بزرگان
اصحاب زنده شده و به امام ملحق مي شوند.» (9) وقتي که قائم (عج) قيام کرد، خداوند
همه اذيت کنندگان به مؤمنين را زنده مي کند تا به مجازات دنيوي برسند و به داد
مؤمنان نيز برسد. و به يکي از يارانش به نام مفضّل (رحمه الله) فرمود: تو و چهل و
چهار نفر مرد ديگر با قائم (عج) هستيد. (10)
حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام)
فرمودند: «اِنّ لِعَلِيٍّ (عليه السلام) فِي الاَْرْضِ کَرَّةً مَعَ الْحُسَيْن،
اِبْنِه صلوات الله عليهما.»
«بدرستي که براي
(اميرالمؤمنين) علي عليه السلام و فرزندشان حسين صلوات الله عليهما بازگشتي به اين
زمين خواهد بود.» (11)
مأمون خليفهي عباسي از حضرت رضا
عليهالسلام پرسيد:
«يا اباالحسن!
ما تقول في الرجعة؟» (در مورد رجعت چه ميفرماييد؟ )
امام عليهالسلام فرمود: «انها الحق،
قد کانت في الامم السالفة و نطق بها القرآن و قد قال رسول الله صلي الله عليه و
اله و سلم: يکون في هذه الأمة کل ما کان في الأمم السالفة، حذو النعل بالنعل....»
يعني رجعت درست است و در ميان امتهاي
پيشين بوده است و قرآن از آن سخن گفته است.
و پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم
فرمود: «در اين امت، درست همه آنچه در امتهاي پيشين رخ داده است بي کم و کاست
همانگونه رخ خواهد داد.» (12)
امام صادق عليهالسلام فرمود: «أيام
الله ثلاثة: يوم يقوم القائم و يوم الکرة (أي الرجعة) و يوم القيامة.»
«روزهاي خدا سه
روز است؛ روز قيام قائم،روز رجعت و روز رستاخيز.» (13)
در ادامه مطلب رجعت در ادعیه و زنان و اختیاری بودن آن . . .
ادامه مطلب
چهارشنبه 24 مهر1387-9:52 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

عصبانیت
افراط و زیاده روی در اعمال جنسی ( خود به تنهایی بیشتر از
تمام اسباب دیگر باعث اغتشاش و اختلال در قوه مغناطیسی می شود
محرکات فکری
تصادفات
جراحات
ناخوشی ها
زحمت فوق العاده دماغی یا بدنی
عدم نظافت لباس
خوردن مشروبات الکلی
استعمال مواد مخدر
عدم پاک بودن دهان و دندان
پر خوری
کم خوری
ترس خیالات باطله
کینه
حسد
اضطراب
غرور
افراط در آشامیدن چای یا قهوه
یکشنبه 21 مهر1387-20:59 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

خداوند در جهان از هر چیز جفتی آفرید و نر و ماده ای قرار
داد تا با زنا شویی نسل آنها گسترش یابد.
شیطان جفت ندارد و تولید مثل او با سایر موجودات متفاوت
است.
در روایتی وارد شده : شیطان وقتی می خواهد تولید مثل کند ،
ران های خود را به هم می مالد و از این راه تولید مثل می کند.
اما برای ارضای خواهش های نفسانی از چند راه وارد می شود :
یکی از آن راه ها نزدیکی با زنان است . آن گاه که مردی قصد
هم بستری با همسر را دارد ، اگر " بسم الله " و نام خدا را بگوید ،
شیطان از او دور می شود ولی اگر فراموش کند یا عمداً نام خدا را نبرد ، او نیز
حاضر شود و با مرد شرکت کند .
قرآن در این باره می فرماید : « و شارکهم فی الاموال و
الاولاد »
خداوند خطاب به شیطان نمود و فرمود : ای شیطان ! در دارایی
و فرزنان مردم شرکت کن ( بنی اسرائیل / 63 )
دیگر ، از راه لواط ، با افراد مست. وقتی کسی شراب می خورد
عقل و شعور خود را از ست می دهد و مست می شود و دیگر چیزی نمی فهمد.
در این حال شیطان ملعون با آنان لواط می کند و شراب خوار
مست را عروس خود می کند.
حضرت رسول ( ص ) در این زمینه می فرماید :
« من بات سکرناً بات عروساً للشّیطان » : « کسی که شب را به
پایان برد ، در حالی که مست شراب باشد ، صبح را به صبح رسانیده در حالی که عروس
شیطان بوده است » ( بحار ج79 ص 148 - 150 )
در این باره حضرت رسول (ص) فرمود : شراب خوار صبح را به شب
می رساند وشب را به صبح می رساند در حالی که خداوند بر او غضبناک است.
و نیز فرموده : کسی که در شب شراب بخورد و مست و بی هوش شود
، به طوری که به چیزی توجه نداشته باشد ، عروس شیطان است و آن ملعون با او لواط می
کند . از این رو ، وقتی از خواب بیدار شد ، همانطور که از جنابت غسل می کند باید
غسل نماید و اگر غسل جنابت نکند ، هیچ عملی از او قبول نخواهد شد و خداوند او را
از همه دشمن تر می شمارد. ( بحار
ج79 ص148 - 150 )
یکشنبه 21 مهر1387-20:58 | | سرباز | گروه داستانهای پند آموز |لینک به نوشته

در احاديث و
آيات كريمه نيز به رعايت برخي امور در هنگام قرائت قرآن كريم تأكيد و ترغيب شده
است كه در اين جا به ذكر برخي از اين موارد مي پردازيم.
1-
گفتن اِستعاذه.
در آيه 98 سوره
نحل چنين آمده است:(فاذا قَرَأتَ القرآن فاَستَعِذ باللّه من الشيطان الرّجيم؛
هرگاه به قرائت قرآن مشغول مي شوي از شيطان رجيم به خدا پناه ببر.).
عن الحلبي عن
ابي عبدالله(ع): قال: سَألتُهُ عَنِ التَعوُّذِ مِنَ الشيطانِ عِندَ كُلِّ سُورة
تَفتَحُها فَقال نَعَم، فَتَعوَّذ باللّهِ مِنَ الشَيطانِ الرّجيم اَخبَثُ
الشياطين.(3).
از حلبي نقل
شده است كه از امام صادق(ع) سئوال كردم از تعّوذِ (پناه بردن) از شيطان هنگام شروع
هر سوره اي ؛ پس حضرت(ع) فرمودند:( آرى، پس پناه ببر به خدا از شيطان رجيم (رانده
شده) كه پليدترين شياطين است.).
2-
ترتيل.
در آيه 4سوره
مُزّمّل چنين آمده: (و رتِّلِ القرآن ترتيلاً؛ قرآن را با ترتيل، قرائت كن.).
و حديث ذيل،
مراد از ترتيل در اين آيه را چنين بيان نموده: (في قوله تعالي و رتِّلِ القرآن...)
قال على(ع): (بَيِّنهُ تِبياناً وَلا تَهُذُّه هَذَّ الشِعرِ ولاتَنثُرهُ نَثرَ
الرَّملِ ولكنِ افزَعُوا قُلُوبَكُمُ القاسِيَةَ وَلايَكُن هَمُّ أحَدِكُم آخِرَ
السّورَة(4) يعني آن را نيكو بيان كن و كلماتش را روشن ادا نما و چون شعر، آن را
شتابان مخوان و چون ريگ پراكنده اش مساز؛ بلكه دلهاي سخت خود را با آن به هراس
اندازيد و فقط همت خويش را مصروف آن نداريد كه سوره اي را به پايان رسانيد.
3-
قرائت با صداي خوش.
عن النبى(ص):
(زيّنوا القرآن باصواتِكم (5).) قر آن را با صداهايتان زينت دهيد.
سئل النبى(ص):(
اىّ الناس احسن صوتاً بالقرآن قال(ص): مَن اِذا سَمِعتَ قِراءَتَهُ رَأيتَ اَنّه
يَخشىَ اللّهَ.)(6).
از پيامبر
اكرم(ص) سئوال شد: (خوش صداترين مردم در قرائتِ قرآن چه كسي است) حضرت فرموند:
(كسي كه وقتي قرائتش را بشنوي او را ترسان از خدا بيابى).
4-
وقف كردن بر فواصل آيات.
عن ام سلمة
انهّا قالت: (كان رسول الله(ص) يُقَطَّع قِراءَتَه آيتً آيتً.)(7).
از ام سلمه نقل
شده كه گفت: (رسول خدا(ص) قرائتش را در ابتداي هرآيه قطع مي كرد.).
5-
تدبُّر در آيات.
عن على(ع):
(اَلا، لاخَيرَ في قراءَة لَيسَ فيها تَدَبُّر، اَلا، لا خَيرَ في عِبادة لَيسَ
فيها تَفَقُّه.)(8).
از
اميرالمؤمنين(ع) نقل شده كه:( آگاه باشيد كه در قرائت بي تدبّر خيري نيست و آگاه
باشيد كه در عبادت بدون تفقه خيري نيست.).
6-
طلب كردن نعمت هنگام قرائت آياتي كه در آن ذكر نعمتي شده و پناه بردن به خداوند
هنگام قرائت آيات عذاب.
عن ابي
عبدالله(ع):( يَنبَغي لِمَن يقرأُ القرآنَ اِذامَرَّ بآيت مِنَ القرانِ فيها
مَسألة اَو تَخويف، اَن يَسأَلَ اللّهَ عِندَ ذلك ما يَرجو، و يسأَلَه العافيةَ
مِن النار و من العذابِ.)(9).
از امام
صادق(ع) نقل شده كه فرمود:( براي آن كس كه قرائت قرآن مي كند شايسته است هرگاه به
آيه اي از قرآن رسيد كه درآن درخواستي و يا بيم دادني وجود دارد، از خداوند
درخواست خود را طلب كند و سلامت و عافيت از آتش و عذاب الهي را مسألت نمايد.).
7-
خشوع و حزن در قرائت.
عن الصادق(ع):
(إقْرءُوا القرآنَ بالحُزنِ فَاِنّه نَزَلَ بالحُزن.)(10).
(قرآن را با
لحني حزين تلاوت كنيد زيرا كه قرآن با حزن نازل شده است.).
8- مسواك زدن و
پاكيزگي دهان.
عن النبى(ص):
(إنّ اَفواهَكُم طرق القرآن فَطَيبّوها بِالسواك.)(11).
از پيامبر(ص)
نقل شده كه: (دهانهاي شما راههاي قرآنند، پس آنها را با مسواك، پاكيزه نماييد.
9-
قرائت از روي مصحف و نگاه كردن به خط قرآن.
من اسحاق بن
عمار، عن ابي عبدالله(ع) قال: قلت له: (جُعِلتُ فِداكَ اِنّي اَحفَظُ القرآنَ علي
ظهرِ قلبى، فَاَقَرأه علي ظهرِ قلبي اَفضل، اَو أنظُر في المُصحف) قال: فقل لى:
(بَلِ اقرَأهُ و انظُر في المُصَحف فَهُوَ افضَل، أما عَلِمتَ اَنَّ النَّظَرَ فِي
المَصحَف عِبادَة.)(12).
اسحاق بن عمار
به حضرت امام صادق(ع) عرض كرد: (فدايت شوم من قرآني را از حفظ دارم، اگر آن را از
حفظ بخوانم بهتر است يا از روي قرآن)حضرت (ع) فرمود: (البته در قرآن نظركني و
بخواني بهتر است، آيا نمي داني كه نگاه كردن در قرآن خود عبادت است.).
10-
بسيار تلاوت قرآن نمودن.
عن علي (ع)
قال: قال رسول الله (ص): (عَلَيكم بتَعَلُّم القٍرآن وكثَرة تِلاوته...)(13).
حضرت علي (ع)
از پيامبر اكرم (ص) نقل نمود: (بر شما باد آموختن قرآن و بسيار تلاوت كردن آن.).
عن ابي جعفر
(ع) (... انما شيعة علي (ع)... صلاتهم كثيرة و دعاؤهم، كثير تلاوتهم كتابَ
الله.)(14).
حضرت امام
محمدباقر (ع) در بيان صفات شيعيان اميرمؤمنان علي (ع) پس از ايراد جملاتي چنين مي
گويند: (... آنان بسيار نماز بپا داشته و دعا مي كنند و كتاب خدا را زياد تلاوت مي
كنند.).
11-
حفظ نمودن قرآن.
عن على(ع):
(إقرءُوا القُرآنَ، وَاستَظهِروُهُ، فَاِنَّ اللّهَ تعالي لايُعَذّبُ قَلباً وَعَي
القرآن.)(15).
از حضرت على(ع)
نقل است كه فرمود: (قرآن بخوانيد و آن را حفظ كنيد همانا خداوند متعال قلبي كه
قرآن را در خود جاي داده باشد عذاب نمي كند.).
منبع : لینک
623
شنبه 20 مهر1387-22:38 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

در قرآن مجيد اين کتاب انسان ساز و حرکت آفرين در رابطه با
ياران حضرت مهدي (عليه السلام) يک آيه است که بسيار اميد بخش و سازنده است اين آيه
در حقيقت بيانگر حقايق و واقعيتهايي است که اگر به طور جدي و همه جانبه تعقيب گردد،
موانع سرراه را بر مي دارد و جهان را به استقبال مصلح جهاني حرکت مي دهد .
در سوره مائده آيه 59 خداوند بطور مستقيم مؤمنان را مورد خطاب
قرار داده و مي فرمايد :
اي مؤمنان هر کس از شما مرتد شد واز اسلام بيرون رفت ! خداوند
در آينده جمعيتي را مي آورد که داراي پنج امتياز هستند .
هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند ؛
در برابر مؤمنان خاضع و مهربانند ؛
در برابر مشرکان و دشمنان ، سرسخت
و نيرومندند ؛
بطور پي گير در راه خدا جهاد و تلاش مي کنند ؛
در مسير انجام وظيفه از سرزنش هيچ سرزنش کننده اي نمي هراسند
؛ اين فضل خدا است که به هرکسي بخواهد ( و شايسته ببيند ) مي دهد فضل و رحمت خدا وسيع
است و او بر همه چيز آگاه است .
در روايات براي اين آيه مصاديق مختلفي بيان شده ، از جمله اينکه
؛ اين آيه در مورد ياران حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) است که با اين ويژگيها با
تمام قدرت درمقابل مرتدين و کارشکنان مي ايستند .
و در عبارتي امام صادق (عليه السلام) فرمود :
صاحب اين امر (حضرت مهدي (عجل
الله تعالي فرجه)) در پرتو اين آيه در حمايت چنين ياران آگاه
و دلاور محفوظ است
.
از اين آيه شريفه و مطالب ديگر استفاده مي شود که ياران حضرت
مهدي (عليه السلام) داراي ويژگيهايي هستند که عبارتند از :
ويژگي اول : به عشق آن ياران به
خدا اشاره مي کند ، آنها جز به خدا نمي انديشند ، در حدي که خداوند نيز آنها را دوست
دارد . روشن است که چنين روحيه اي که در پرتو ايمان وتوکل به دست مي آيد .
ويژگي دوم : به پيوند اخلاقي ووحدت
و يکپارچگي با مؤمنان اشاره مي کند که نقش آن در پيشبرد کار بسيار مهم و چشمگير است .
ويژگي سوم : حاکي از سازش ناپذيري
مؤمنان در برابر کافران و نه شرقي بودن و نه غربي بودن آنها است که در پرتو آن هر گونه
تلاش و شگرد دشمن خنثي مي گردد .
ويژگي چهارم : جهاد و مبارزه پي گير
با کفار و دمشنان اسلام است .
ويژگي پنجم : ( که بسيار مهم است
) قاطعيت و پايمردي مؤمنان را بيان مي کند که روح محافظه کاري و مجامله در آنها نيست
. آنها با گامهاي استوار در صراط مستقيم حرکت مي کنند و ياوه هاي چپ و راست در حرکت
آنها اثر ندارد .
علم حروف در اصحاب مهدی ( عج ) به فرموده امام صادق (ع) :
بزودی در مسجد شما ( مکه ) سیصد و سیزده نفر آینده اهل مکه می دانند که اینان از
پدران و اجداد آنها زائیده نشده اند.
عَلَیهِم السَّیُوفُ عَلی کُلِّ سَیفٍ کَلِمَهً تَفتِحُ
اَلفَ کَلِمَهٍ طَلَعَتِ الرّیحُ فَتُنادی بِکُلِّ وادٍ هذا المَهدی یَقضی بِقضاء
آل داوُود َ و لا یُسئَلُ عَلیهِ بَیّنَهً.
بر آنان شمشیر ها ( اسلحه ها ) آویخته و بر هر شمشیری کلمه
ای است که هزار کلمه باز می کند، باد می وزد و بر می انگیزد ، پس به هر وادی ندا
می کند که این مهدی است که به قضاوت آل داوود قضاوت می کند و بر او بینه و برهانی
سوال نمی شود ( در آن کلمه ها اسرار جهان است )
شنبه 20 مهر1387-22:37 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

چشم یکی از
کوچکترین اعضای آدمی است که خود به تنهایی می تواند گناهان بسیاری را ایجاد کند .
قرآن کریم در
چند آیه مردان و زنان مؤمن را از نگاه به نامحرم بازداشته است.
1. " قُل
لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن اَبصـرِهِم : (نور،30) به مردان مؤمن بگو: چشم هاى خود
را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند."
2. "وقُل
لِلمُؤمِنـتِ یَغضُضنَ مِن اَبصـرِهِنَّ : (نور،31) به زنان مؤمن بگو: چشم هاى خود
را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند."
3.
"یَعلَمُ خائنَةَ الاَعیُنِ وما تُخفِى الصُّدور : (غافر، 19) او چشم هایى را
که به خیانت گردش مى کند مى داند و از آن چه در سینه ها پنهان است با خبر
است."
1. چشم فرو
بستن از نامحرم، موجب پاکى و رستگارى است :
قرآن کریم
درباره حکمت این حکم مى فرماید: این کار براى آنان پاکیزه تر است، زیرا خدا به آن
چه مى کنند آگاه است (نور، 30) پس نگاه نکردن به نامحرم مقدّمه پاکیزگى و رستگارى
است.
2. نیز چشم
چرانى، موجب تسلّط شیطان بر دل انسان است :
پیامبر
اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرمایند: "نگاه کردن، تیر مسمومى از تیرهاى
شیطان است; پس کسى که از ترس خداوند ترک کند، خداوند ایمانى به او عطا مى کند که
شیرینى اش را در قلبش مى یابد."
3. چشم چرانى
موجب هلاکت است :
رسول خدا(صلى
الله علیه وآله وسلم) فرمود: "نگاه اول خطا است، نگاه دوم عمد است و نگاه سوم
موجب هلاکت است."
4. چشم چرانى
موجب تحریک شهوت و ایجاد فتنه است :
امام صادق(علیه
السلام) فرمود: "نگاه دوباره به نامحرم، شهوت را در دل غرس مى کند و این کار
براى صاحب آن از حیث فتنه کافى است."
به
فرموده امام صادق(علیه السلام)، کسى که به نامحرم نگاه نکند، خداوند از حورالعین
به او تزویج مى کند.
منبع : پرسجو
شنبه 20 مهر1387-22:35 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

تعبیر خواب شبهای ماه در کتاب جفر جامع از امام صادق (ع) تعبیر
است :
شبهای 1 – 10 – 21 دروغ است .
شبهای 6 – 7 – 15 – 18 – 19 راست است .
شبهای 8 – 9 – 11 -12 – 22 – 23 – 28 نیکست است .
شبهای 4 – 5 – 16 -17 تاخیر دارد
شبهای 2 – 3 – 24 عکس نتیجه می دهد .
شبهای 13 – 14 خیر و ضرر ندارد .
شبهای 29 تاویل ندارد .
شبهای 30 در هر حال صادق است .
جمعه 19 مهر1387-15:40 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

((
و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ))
ما جن و انس را نيافريديم مگر برای آنکه ( خدا
را ) پرستش نمايند پس همانطور که از اين آيه بر می آيد فلسفه خلقت جن برای عبادت و
پرستش خداوند می باشد.
در کتاب اثبات الوصيه آمده است که جنيان ۷۰۰۰ هزار
سال پيش از آدميان آفريده شده اند.
پنجشنبه 18 مهر1387-16:22 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

جن چنانكه از مفهوم لغوى اين كلمه به دست مى
آيد موجودى است ناپيدا كه مشخصات زيادى در قرآن براى او ذكر شده، از جمله اينكه :
موجودى است كه از شعله آتش آفريده شده ، بر
خلاف انسان كه از خاك آفريده شده است.
داراى علم و ادراك و تشخيص حق از باطل و قدرت
منطق و استدلال است.
داراى تكليف و مسؤوليت است.
گروهى از آنها مؤمن صالح و گروهى كافرند.
آنها داراى حشر و نشر و معادند.
خلقت آنها در روى زمين پيش از خلقت انسانها
بوده است.
آنها با بعضى انسانها ارتباط برقرار مى كردند
و با آگاهى محدودى كه نسبت به بعضى از اسرار نهانى داشتند به اغواى انسانها مى
پرداختند.
آنها همچون انسانها نر و ماده دارند.
آنها همچون انسانها مي ميرند.
واژه جن 22 بار در قرآن به کار رفته است، و
سورهاي به اين نام وجود دارد.
پنجشنبه 18 مهر1387-16:22 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

آيه چهارم سوره جن از زبان مومنان جن می
گويد((ما اکنون اعتراف می کنيم که سفيهان ما سخن ناروا و دور از حق درباره خدا می
گفتند)).سفيه در اينجا اشاره به ابليس است که بعد از مخالفت فرمان خدا نسبتهای
ناروائی به ساحت مقدس او داد حتی به دستور پرودگار دائر بر سجده بر آدم رسما
اعتراض کرد،و آن را دور از حکمت شمرد و خود را برتر از آدم پنداشت و از آنجا که
ابليس از جن بوده،مومنان جن به اين وسيله از او ابراز تنفر می کنند.
پنجشنبه 18 مهر1387-16:18 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

نام او + نام مادر او را به حساب ابجد صغیر حساب کرده و بر
12 تقسیم کند ، باقیمانده آن ماه تولد او می باشد.
در ضمن :
عناصر چهار چهار
کواکب هفت هفت
افلاک نه نه
بروج دوازده دوازده
منازل بیست و هشت بیست و هشت
درجه سی سی
برای خصوصیات بروج به ادامه طلب رجوع کنید . . .
ادامه مطلب
پنجشنبه 18 مهر1387-15:31 | | سرباز | گروه طالع بینی ، فال ، استخاره |لینک به نوشته

قمر در عقرب نباشد اين ايام در تقويم هاي نجومي – كتب مجمع
الدعوات و حليه المتقين و مكارم الاخلاق موجود است كه ما در آتي به آن مي پردازيم .
روز مخصوص باطل سحر روز چهارشنبه است
*
توجه : روز و شب را به 24 ساعت تقسيم مي كنيم كه ساعت اول
از لحظه طلوع آفتاب به مدت 45 دقيقه مي باشد . براي مثال اگر خورشيد ساعت 3:45
دقيقه طلوع كند ساعت اول تا ساعت 4:30 ادامه دارد .
پنجشنبه 18 مهر1387-11:23 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

من فقط و فقط برای آشنایی شما دوستان به اهمیت این انگشتر . . .
پنجشنبه 18 مهر1387-10:53 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

یکی از عواملی که باعث می شود دعای ما مستجاب
نشود داشتن سوء ظن نسبت به خداوند است که ما ر اینجا شمه ای از تفسیر آیه 6 سوره
فتح آورده ایم .
امتحان
امتحان 3 حالت می بشد که :
برای گناهکار محاکمه ، برای مومن درجه ، برای
انبیاء آزمون می باشد.
گاهی وقتها آدمها به خدا شک می کنند چرا؟
چون من که این قدر خوب بودم و نماز شب این جوری
بود کارهام اون جوری و ...
چرا این بلا می بایست سر من بیاید؟؟!! . . . بعد
فلانی هم اون جور.
رزق و روزی
کاسب 3 جور است : کافر ، منافق ، مومن
کافر : من هر چی کار کنم همانطور در می آورم همه
چیز به خود آدم بستگی دارد.
منافق : درسته میگن رزق و روزی دست خداست ولی
منم که میروم سر کار و پول بدست می آورم.
مومن : رزق روزی دست خداست . مثال ما مثال اون
طلا فروشی است که هم زمان افت قیمت طلا و هم بالا رفتن قیمت طلا سر کار خود می رود
.
رزق و روزی اونو نگاه ! رزق و روزی منو ببین؟
اجابت نشدن دعا
در پست قبلی در این باره بحث بسیار بود ولی باید
دانست بعضی وقتها صلاح و مصلحت انسانها در آن کار نیست و چشم و هم چشمی نباید
داشت.
فردی بسیار زحمت می کشد تا درآمد بسیاری بدست
آورد و در حال حاضر بازنشسته می باشد در حالی که جوانی در آمدش از آن مرد بسیار
بیشتر است.
ترس
ترس از انفاق : بخیل
ترس از جهاد : مرگ
حسادت
ببین اون دختر چقدر زیبا است ، ولی من چی ؟؟!
خدا به اون پیر چه چشم و ابروی زیبایی داده ،
چرا به من نداده؟؟!
ریا
نمونه افرای است که در خانه نمازی که می خوانند
جنگی و سریع بوده و وقتی در مسجد داخل می شوند ، تعقیبات و تسبیحات و مفاتیح و
قرآن و ... و یا کسی که به عنوان امام جماعت نماز می خواند آیا در خانه هم همین
طوری اذان و اقامه می گوید و آرام و آهسته نماز می خواند.
خدایا در دل ما چنین یقینی قرار بده تا هیچ گونه سوء ظنی نسبت به خداوند
نداشته باشیم.
آمین یا رب العالین
پنجشنبه 18 مهر1387-10:44 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

خیلی ها دعا می کنند و می گویند دعای ما مستجاب نشد ، دلایل بسیاری دارد که یکی از این دلایل زمان استجابت دعا می باشد.
روز و شب جمعه
روزها و شبهای قدر
لیالی ماه مبارک رمضان
روز و شب عرفه
روز مبعث پیغمبر
عید فطر
عید قربان
عید غدیر
روزها و شبهای اول و آخر ماه رجب و نیمه آن و شب نیمه شعبان
ماههای حرام : ذیقعده ، ذالحجه ، محرم و روزهای ماه حرام
ساعت هفتم شب و ثلث آخر شب ( رجوع شود به نجوم )
وقت زوال ظهر روز جمعه
وقت غروب آفتاب و نصف قرص آفتاب در روز جمعه
پنجشنبه 18 مهر1387-10:42 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

|
نرم افزار محاسبه ی جفر |
فرمت | موضوع | حجم | |
| 1 | دانلود | علوم غریبه |
1.12 MB |
|
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
|
کتاب مجموعه علوم جفر |
فرمت | موضوع | حجم | |
|
1 |
دانلود |
pdf |
علوم غریبه |
20.41 MB |
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
|
کتاب منم علی (بيان الآيات در علم زبر و بينات ) |
فرمت | موضوع | حجم | |
|
1 |
دانلود |
pdf |
علوم غریبه |
10.54 MB |
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
|
كتاب منم علي |
فرمت | موضوع | |
|
1 |
http://rapidshare.com/files/60286406...eh__.part1.rar |
pdf |
علوم غریبه |
| 2 | http://rapidshare.com/files/60287725...eh__.part2.rar |
pdf |
علوم غریبه |
| 3 | http://rapidshare.com/files/60288889...eh__.part3.rar |
pdf |
علوم غریبه |
| 4 | http://rapidshare.com/files/60289949...eh__.part4.rar |
pdf |
علوم غریبه |
| 5 | http://rapidshare.com/files/60291081...eh__.part5.rar |
pdf |
علوم غریبه |
| 6 | http://rapidshare.com/files/60291104...eh__.part6.rar |
pdf |
علوم غریبه |
|
همه فایلها را در یک فولدر ریخته و بعد . . . ۞ نظر یادتون نره |
|||
سه شنبه 9 مهر1387-17:47 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

| کتاب کفایت الرمل | فرمت | موضوع | حجم | |
| 1 | دانلود | علوم غریبه |
2.72 MB |
|
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
|
كتاب دو چوب و يك سنگ ( رمل و ...) |
فرمت | موضوع | |
| 1 | http://rapidshare.com/files/60275829...h__.part01.rar | علوم غریبه | |
| 2 | http://rapidshare.com/files/60277065...h__.part02.rar | علوم غریبه | |
| 3 | http://rapidshare.com/files/60278151...h__.part03.rar | علوم غریبه | |
| 4 | http://rapidshare.com/files/60279273...h__.part04.rar | علوم غریبه | |
| 5 | http://rapidshare.com/files/60280386...h__.part05.rar | علوم غریبه | |
| 6 | http://rapidshare.com/files/60281510...h__.part06.rar | علوم غریبه | |
| 7 | http://rapidshare.com/files/60282754...h__.part07.rar | علوم غریبه | |
| 8 | http://rapidshare.com/files/60283884...h__.part08.rar | علوم غریبه | |
| 9 | http://rapidshare.com/files/60285017...h__.part09.rar | علوم غریبه | |
|
همه فایلها را در یک فولدر ریخته و بعد . . . ۞ نظر یادتون نره ۞ |
|||
سه شنبه 9 مهر1387-17:45 | | سرباز | گروه *.* رمل *.* |لینک به نوشته

| کتاب فال نخود و بادام | فرمت | موضوع | حجم | |
| 1 | دانلود | طالع بینی و فال |
3.74 MB |
|
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
| کتاب فال چوب | فرمت | موضوع | حجم | |
| 1 | دانلود | طالع بینی و فال |
5.38 MB |
|
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
| کتاب فالنامه شیخ بهایی | فرمت | موضوع | حجم | |
| 1 | دانلود | طالع بینی و فال |
4.47 MB |
|
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
سه شنبه 9 مهر1387-17:44 | | سرباز | گروه طالع بینی ، فال ، استخاره |لینک به نوشته

| کتاب داستانهایی از ابلیس و شیطان | فرمت | موضوع | حجم | |
|
1 |
دانلود |
pdf |
شیطان شناسی |
8.36 MB |
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
| کتاب جن و شیطان | فرمت | موضوع | حجم | |
|
1 |
دانلود |
pdf |
شیطان شناسی |
18.2 MB |
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
| کتاب موجودی اسرار آمیز به نام جن | فرمت | موضوع | حجم | |
|
1 |
دانلود |
pdf |
شیطان شناسی |
15.99 MB |
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
| کتاب پناهگاه شیطان | فرمت | موضوع | حجم | |
|
1 |
دانلود |
pdf |
شیطان شناسی |
8.90 MB |
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
| کتاب شیطان کیست؟ | فرمت | موضوع | حجم | |
|
1 |
دانلود |
pdf |
شیطان شناسی |
20.49 MB |
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
| کتاب داستانهای عبرت آمیزدرباره ی شیطان | فرمت | موضوع | حجم | |
|
1 |
دانلود |
pdf |
شیطان شناسی |
14.6 MB |
| ۞ نظر یادتون نره ۞ | ||||
سه شنبه 9 مهر1387-17:43 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

اعجاز نام
حضرت محمد (ص)
از اعجاز
نام حضرت محمد (ص) وحضرت علي (ع) يکي از رازهاي مهم نهفته در نام پيامبراسلام محمد
مصطفي (ص) برابري نام پيامبر با دين اوست از رازهاي مهم نهفته در نام پيامبراسلام
محمد مصطفي (ص) برابري نام پيامبر با دين اوست بنده معتقدم بهترين مخلوقات بايد
بهترین اسم را هم داشته باشند که چنین می باشد نام محمد(ص) همانند معنی اسم خود
ستوده شده در جهان و جهانیان می باشد
برای مشخص
شدن رابطه اسم پيامبر با دين او باید ببینیم که اسم محمد(ص) چه رابطه ای با کلمه
اسلام دارد.
شما اگر
اسم محمد (ص) را با توجه به تلفظ آن بنويسيد محممد نوشته می شود که در نگارش
املایی میم دوم مشدد می شود. کلمه محمد درابجد بصورت زیر به عدد در می آید: م = 40
ح = 8 م =40 م = 40 د = 4 » جمع اینها به ابجدی مساوی 132 کلمه اسلام هم درابجد
بصورت زیر به عدد در می آید: ا = 1 س = 60 ل = 30 ا =1 م = 40 » جمع اینها به
ابجدی مساوی132 ببينيد چقدر ظریف و دقیق می باشد اسم مبارک محمد (ص) و کلمه اسلام
هر دو مساوی عدد 132 می شوند بنده این را از معجزات الهی می دانم. يك روش دیگر هم
همینطوربه عدد 132 می رسد : کلمه محمد(ص) را به صورت ملفوظی بنویسید = (م ی م) (ح
ا ) (م ی م ) (د ا ل) به حروف اول هر حرف ملفوظی زبر و حرف دومی و یا سومی را
بینات می گویند حال شما بینات اسم محمد (ص) به ابجد جمع نمایید: (ی = 10 م =40) (ا
= 1) (ی = 10 م =40) (ا = 1 ل = 30) » جمع اینها مساوی 132 پس اسم محمد(ص) از طریق
استخراج بینات هم مساوی اسلام (132) می باشد . الحمدالله رب العالمین
اعجاز نام
حضرت علي(ع)
حال بنده
با عنايت و لطف خدا مي خواهم از همين روش از نام مبارک علي (ع) يک عدد را استخراج
نمايم که اين عدد مساوي عددي يک کلمه است . اگر همه مسلمان درزمان حیات پیامبر
اسلام و بعد از رحلت آن حضرت و درهمه زمان و زمان حال اگر اين کلمه در وجود
مسلمانان بود امروز تمام جهان همه به دین اسلام واقعی شیع 12 امامی بوده اند ولی
متاسفانه این کلمه در درون همه مسلمانان ایجاد نشده است. اسم مبارک حضرت علی (ع)
را به صورت ملفوظی بنویسید = (ع ی ن) (ل ا م ) (ی ا) حال اگر شما بینات اسم علی
(ع) را به ابجد جمع نمایید: (ی = 10 ن = 50) (ا =1 م = 40) (ا =1) » جمع اینها به
ابجدی مساوی 102 کلمه ایمان هم درابجد بصورت زیر به عدد در می آید: ا = 1 ی = 10 م
= 40 ا = 1 ن = 50 » جمع ایمان هم به ابجدی مساوی 102می شود ببینید چقدر ظریف و
دقیق می باشد اسم مبارک علی (ع) و کلمه ایمان هر دو مساوی عدد 102 می شوند. چنانچه
می دانیم رابطه بین پیامبرمحمد(ص) و اسلام واضع و روشن است اما شما می خواهید
بدانیدعلی (ع) و ایمان این دو علاوه بر اشتراک عددی با هم درعالم معنی هم رابطه
دارند. می دانید هر فرد برای مسلمان شدن با شهادت دادن به توحید اشهد ان لا اله
الا الله و پیامبری خاتم رسولان اشهد ان محمد(ص) رسول الله فرد به دین اسلام یا به
عبارتی مسلمان میشود اما برای ورود به ایمان علاوه بر اسلام باید به جانشینان
پیامبراسلام هم شهادت داد اشهد ان علی (ع) ولی الله که اولین آن حضرت علی (ع) و
آخرین او حضرت مهدی(عج) صاحب الزمان می باشد. خدا در قرآن به مسلمانان می
گوید" نگویید که ایمان آورده ایم بلکه شما اسلام آوردید" و نشانه ایمان
قبول سفارشات حضرت محمد به اهل بیت و قرآن اعتقاد و پیروی از جانشین بلافصل
پيامبر(ص) اسلام علی (ع) و یازده تن فرزند او میباشد. می دانید که پیامبر اسلام در
ا ولین روز دعوت آشکار به اسلام در بین خویشاوندان خود مسئله جانشین خود را حل
نمود و باره ها اعلام نمود وهمچنین در آخرین سفر خود به بیت الله الحرام در روز
غدیر خم حضرت علی (ع) را از طرف خدا بعنوان جانشین بلافصل خود به تمام مسلمانان
معرفی نمود. پس از روز اول ایمان همراه با اسلام بوده است و این رمزی بود که ما
تنها از روش عددی آن این رمز را بازگشایی نمودیم اما این مطلب ازروز اول دعوت
آشکاربه ا سلام توسط پیامبر (ص) و بارها ابلاغ شده است که مهمترین زمان آن روز
مبارک غدیر خم می باشد و در کتاب الغدیر علامه امینی بطور کامل از خوده منابع اهل
سنت بیان شده است . اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم .
سه شنبه 9 مهر1387-17:22 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

علم ستاره شناسی به دو بخش تقسیم میشود آسترونومی و
آسترولوژی
آستر نومی رصد کواکب وبررسی آنها بعلت خواص ظاهری آنها است مانند سرعت ومیل محوری
ومواد تشکیل دهنده آنان وغیره است.
آسترو لوژی براساس بخشی از این دانسته ها تاثیر ستارگان را
بر سر نوشت انسانها و سایر مخلوقات مثل گیاهان وزراعت وحوادث .و ....بررسی می کند
خود آسترو لوژی به دو بخش بسیار بزرگ تقسیم میشود
1:نجوم
به سبک غربی یا به عبارت دیگر بر اساس اعتدالین
2:به
سبک هندی یا به عبارت دیگر بر اساس محاسبه مقدار حرکت نقاط اعتدال بعد از آخرین
تلا قی این دو
می دانیم که در دو وقت که اول بهار و پاییز باشد طول شب و
روز باهم برابر میشوند.
به این دو نقطه به ترتیب اعتدال بهاری و پاییزی می گویند.
در سبک اول که عموما از آن استفاده میکنندچون در لحظه ی
تحویل سال نو طول شب و روز یکسان میشود میگویندخورشید وارد اولین برج فلکی یا برج
حمل میشود و بقیه بروج و کوا کب را بر همان اساس محاسبه میکنند
در حالی که در همان زمان خورشید حدود۶درجه و ۱۰ دقیقه برج حوت است
پس تمام محاسبات طلسمی و ... بهم میخورد به همین خاطره که
تمام طلسمات شرف شمس و ... غلط میشود و بی خاصیت .
سبک دوم :در این سبک مقدار حرکت نقاط اعتدال را محاسبه
میکنند چون هر ۲۸۵۰۰سال
این نقاط منطبق با سبک اول میشود و به این تفاوت آیانامسا می گویندکه هر سال حدود ۵۰ ثانیه ی فلکی تغییر میکند
ودر حال حاظر به۲۳
درجه و ۵۰
ثانیه رسیده است .
خود حقیر و بسیاری از علماء نوع دوم را بیان می کنند که از
طریق سوال و جواب جفر قابل فهم است.
در این علم گفته میشود کواکب بعلت امواجشان تاثیراتی در
طبیعت می گذارند مانند باروری گیاهان و ارتباط بیماریهای قلبی با خورشید و تاثیرات
ماه در جذر و مد و بسیاری مسایل دیگر.
این کواکب وقتی در مسیر کواکب دیگر قرار میگیرند و زاویه ی
تابششان فرق میکند تاثیرات خیلی متغیری در امواجشان حاصل میشود
پس نتیجه میگیریم که تاثیراتشان به نقاط اعتدال ربطی ندارد
بلکه به ستار گانی که به آنها موج میدهند مربوط می شود.
منبع : لقمان
یکشنبه 7 مهر1387-23:8 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

کلمۀ نجوم از دو واژۀ یونانی، ( آسترون ) به معنای ستاره و
( نوموس) به معنا ی قانون گرفته شده است. علم نجوم در واقع مطالعۀ حرکات، ساختار،
تکامل و سرنوشت اجرام آسمانی است. علم نجوم در مسیر تحول خود به کشف بسیاری از
قوانین حاکم بر اجرام آسمانی نایل آمده است. ولی باید گفت که کار تحقیق و پژوهش در
این باره هرگز پایان پذیر نیست. زیرا با پیشرفت تکنولوژی، در هر زمان به اسرار
تازه ای از جهان آفرینش دست می یابیم.
علم نجوم عبارت است از مطالعه وشناخت تکامل طبیعی و مادی
اجرام و اجسام آسمانی در هر زمان و مکان معین. و بازیافتی سرشت جهان آفرینش ، کشف و
پیدایی قوانین ارتباط و ماهیت مادی آنها ست.که به این ترتیب نجوم با مباحث علوم
نظری و فلسفی پیوند عمیق پیدا می کند
علم نجوم منقسم است به :
1 هیئت
و نجوم (Astronomy)
2 اخترفیزیک
(Astrophysics)
3 طالع
بینیAstrology ) (
4 کیهان
زایی (
Cosmogony )
5 کیهان
شناسی ( ( Cosmology
کیهان شناسی که شاخه ای از دانش فزیک مدرن است همگون با
اسلوب شناخت فلسفی و دیدگاهای جویندگی ، رازهای ناگشوده و سر به مهر جهان و کاشفان
حقیقت های نامکشوف و ناشناختۀ هستی اند. ایندو همرا با شاخه های مختلف درخت معرفت ، شناخت بشری را تشکیل می دهند.
کیهان شناسی که به مطالعه تکوین و تکامل کیهان می پردازد. در این علم سعی بر این
است تا با اعمال قوانین فیزیکی بر کیهان که به صورت یک منظومه بسته فیزیکی در نظر
گرفته میشود، تحول آن به صورت روابط ریاضی استخراج شود.
کیهان شناسی دانش بررسی ساختار کلان و تاریخ کیهان است.
این دانش بویژه به جستارهای مربوط به خاستگاه جهان می پردازد. اخترشناسی ، فلسفه و
دین شاخههایی هستند که به امر کیهان شناسی می پردازند.
پروفیسور سرمارتین استاد تحقیقات انجمن سلطنتی در دانشگاه
کمبریچ انگلستان ، عضو انجمن سلطنتی و عضو اکادمی ملی علوم ایالات متحده و اکادمی
روسیه ، و رئیس یکی از پیشگامان کیهان شناسی در جهان است میگوید : شش
عدد بر كل جهان حاكم است كه از زمان انفجار بزرگ اولیه (Bigbang) شكل گرفته اند. چيزی كه جهان
ما را از ساير جهان ها متمايز می كند ممكن است همين شش عدد باشد.
1-
عدد كيهانی « امگا » نشان دهنده مقدار ماده ـ كهكشان ها،
گازهای پراكنده و « ماده تاريك » در جهان ماست. امگا اهميت نسبی جاذبه و انرژی
انبساط در جهان را به ما ارائه می دهد جهانی كه امگای آن بسيار بزرگ است، بايستی
مدت ها پيش از اين درهم فرورفته باشد و در جهانی كه امگای آن بسيار كوچك است، هيچ
كهكشانی تشكيل نمي شود. « تئوری تورم
انفجار بزرگ » می گويد، امگا بايد يك باشد؛ هر چند اخترشناسان درصددند مقدار دقيق
آن را اندازه بگيرند.
»
2- اپسيلون
» بيانگر آن است كه هسته های اتمی با چه شدتی به يكديگر متصل شده اند و چگونه
تمامی اتم های موجود در زمين شكل گرفته اند. مقدار « اپسيلون » انرژی ساطع شده از
آفتاب را كنترل می كند و از آن حساس تر اينكه، چگونه ستارگان، هيدروژن را به تمامی
اتم های جدول تناوبی تبديل می كنند، به دليل فرآيندهایی كه در ستارگان روی می دهد،
کاربن و اكسيژن عناصر مهمی محسوب مي شوند ولی طلا و اورانيوم كمياب هستند. اگر
مقدار اپسيلون 006/ يا 008/ بود ما وجود نداشتيم. عدد كيهانی ( e) توليد
عناصری را كه باعث ايجاد حيات می شوند . کاربن ، اكسيژن ، آهن و… يا ساير انواع كه
باعث ايجاد جهانی عقيم مي شود را كنترل می كند.
3- اولين عدد مهم تعداد
« ابعاد فضا » است. ما در جهانی سه بعدی زندگی می كنيم . اگر (D امتدادات ثلاثه = طول ،
عرض ، ارتفاع ) برابر دو يا چهار می بود امكان تشكيل حيات وجود نداشت. البته زمان
را می توان بُعد چهارم فرض كرد، اما بايد در نظر داشت بُعد چهارم از لحاظ ماهيت با
ساير ابعاد تفاوت اساسی دارد چرا كه اين بُعد همانند تيری رو به جلو است، ما فقط
می توانيم به سوی آينده حركت كنيم.
4-
چرا جهان پيرامون ، اين چنين
وسيع است كه در طبيعت عدد مهم و بسيار بزرگی وجود دارد.
(
N) نشان دهنده نسبت ميان نيروی الكتريكی است كه اتم ها را
كنار يكديگر نگاه می دارد و نيروی جاذبه ميان آنهاست. اگر اين عدد فقط چند صفر
كمتر می داشت، فقط جهان های مينياتوری كوچك و با طول عمر كم می توانست به وجود
آيد. هيچ موجود بزرگ تر از حشره نمی توانست به وجود آيد و زمان كافی برای آنكه
حيات هوشمند به تكامل برسد در اختيار نبود.
5-
هسته اوليه تمام ساختارهای
كيهانی ـ ستاره ها، كهكشان ها و خوشه های كهكشانی ـ در انفجار بزرگ اوليه تثبيت
شده است. ساختار يا ماهيت جهان به عدد ( Q ) كه
نسبت دو انرژی بنيادين است، بستگی دارد. اگر(Q)كمی كوچك تر از اين عدد بود جهان بدون
ساختار بود و اگر(
Q ) كمی بزرگ تر بود، جهان جایی بسيار عجيب و غريب
به نظر می رسيد، چرا كه تحت سيطره سياهچاله ها قرار داشت.
6- اندازه گيری « عدد
لاندا » در بين اين شش عدد، مهم ترين خبر علمی سال 1998 بود، اگرچه مقدار دقيق آن
هنوز هم در پرده ابهام قرار دارد. يك نيروی جديد نامشخص ـ نيروی «ضد جاذبه» كيهانی
ـ ميزان انبساط جهان را كنترل می كند. خوشبختانه عدد لاندا بسيار كوچك است. در غير
اين صورت در اثر اين نيرو از تشكيل ستارگان و كهكشان ها ممانعت به عمل می آمد و
تكامل كيهانی حتی پيش از آنكه بتواند آغاز شود، سركوب مي شد.
اگر هر كدام از اين اعداد با مقدار فعلی آن كمی فرق داشت،
هيچ ستاره، سياره يا انسانی در جهان وجود نداشت. قوانين رياضی عامل تحكيم ساختار
جهان است. اين قاعده فقط شامل اتم ها نمی شود، بلكه كهكشان ها، ستاره ها و انسان
ها را نيز در برمی گيرد.
به گزارش نشريه نيچر ، گروهی از اختر فيزيکدانان با مدل
سازی نحوه عملکرد و تحول انرژی تاريک (انرژی نامرئی ای که موجب انبساط عالم پس از
انفجار بزرگ می شود) به اين نتيجه رسيده اند که نيروی اين انرژی باعث خواهد شد جهان
ما حداقل 24 ميليارد سال پس از اين نيز پايدار باقی بماند. اين در حالی است که
بررسی های پيشين نشان از آن داشت که جهان ما تنها تا حدود 11 ميليارد سال ديگر
پايدار خواهد ماند. به اين ترتيب شبيه سازی جهان ، سن عالم را تا چندين ميليارد
سال افزايش داده است. قابل ذکر است براساس آخرين تحقيقات ، جهان در حال حاضر در
حدود 14 ميليارد سال دارد ؛ اگرچه کيهان شناسان بر سر اين عدد توافق قطعی ندارند .
ساکنان زمین قرنها بر این باورند که منظومه شمسی دارای شش
سیاره است. با پیشرفت های علمی در قرون نوزدهم و بیستم بر شمار این سیارات اضافه
شد و تعداد آنها به 9 افزایش یافت.که عبارت اند از :
برای خواندن سیارات و خصوصیات آنها به ادامه مطلب رجوع کنید . . .
ادامه مطلب
یکشنبه 7 مهر1387-23:7 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

ان ربكم الله الذی خلق السموات و الارض فی ستة ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره الا له الخلق والامر تبارك الله رب العالمین 54 ادعوا ربكم تضرعا و خفیة انه لا یحب المتعدین 55 ولا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها و ادعوه خوفا و طمعا ان رحمت الله قریب من المحسنین 56
صدق الله العلی العظیم
دستوراتی جهت تطهیر قوه خیال
هر روز یا شب 70 مرتبه آیات سخره یا بصورت تقسیم بخوانید .
بیرون كردن افكار منفی ، سوء ظن ، كینه ، حسادت ...
همیشه اعمال خود را زیر سوال ببریم و ناراحت باشیم كه چرا
بهتر از این نبودیم ؟
معایب دیگران را نبینم و بپوشانیم .
خوبیهای خود را نبینیم و در هنگام پیروزی استغفار كنیم .
گرسنگی ، سكوت ، بیداری ، خلوت ، ذكر دائم را در موارد
خودش به نحو صحیح اعمال كنیم .
یكی از بهترین راههای تطهیر قوه خیال تفكر در موجودات نظام
مقدس عالم است .
به هیچ عنوان از هیچ كس توقع نداشته باشید و اگر خدمتی
كردید برای خدا باشد
.
با دوستان اهل علم و تقوی برنامه های علمی و عبادی داشته
باشیم .
هر گاه یكی از قوای ما آلوده شد فورا و ضو بگیریم .
برنامه های زندگی را بطرف یك محور واحد سوق بدهیم و از
پراكندگی و اشتغالات گوناگون بپرهیزیم .
حتما در شب یا روز وقتی برای تفكر در آیات قران و وقتی
برای سكوت و تفكر در خود قرار بدهیم .
از حرص و آرزوهای مادی و دور و دراز بپرهیزیم .
منبع : لقمان
یکشنبه 7 مهر1387-22:40 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

اسرائيليات در اصل به رواياتى اطلاق مىشود كه از منابع
يهود نقل شده باشد; ولى دانشمندان در معناى اين واژه توسعه داده و آن را به
رواياتى نيز كه از مآخذ مسيحى نقل شده باشد، اطلاق كردهاند و از باب تغليب
مسيحيات را نيز شامل دانستهاند .
اين روايات به دانشمندان يهود و نصارى كه مسلمان شده بودند
نظير كعبالاحبار، وهببنمنبه، تميمدارى و عبداللهبنسلام برمىگردد كه با تقرب
به دربار خلفا توانستند انديشههاى خرافى خويش را در بين مسلمانان انتشار دهند و
برخى صحابه خوش نام مانند ابن عباس هم در شرح و توضيح داستانهاى قرآن، به اين
اشخاص مراجعه مىكردند و آنها كه فرصت را بسيار مغتنم مىديدند، انديشههاى خرافى
خويش را كه برگرفته از تورات و انجيل تحريف شده بود، به عنوان حقايق الهى به جامعه
القاء مىكردند .
علامه طباطبايى كه از معدود عالمان قرآن شناس و حديث پژوهى
است كه با اين پديده شوم به شدت مقابله كرده است، بر اين باور است كه نفوذ
اسرائيليات تا بدان پايه است كه كمتر مفسرى را مىتوان نشان داد كه در دام اين
تلبيس شيطانى گرفتار نشده باشد و دليل آن را هم مىتوان اين گونه بيان داشت كه
علاوه بر زيركى شيطنت آميز جاعلان حديث و هوشمندى آنها در جعل و نقل اسرائيليات ،
خوش باورى و ساده انديشى گروهى از مفسران و محدثان نيز در رواج و شيوع آن بىتاثير
نبوده است . زيرا آنها به دليل جامد فكرى و سطحى نگرى هر گونه حديثى را نقل كردند
و بى چون و چرا پذيرفتند، بدون توجه به اين كه آن با صريح عقل و آيات محكم قرآنى
مخالف است يا نيست»
به اعتقاد ايشان اخبارى كه به دستيهود در ميان اخبار ما
جاى داده شد، چنان ماهرانه است كه از اخبار واقعى مسلمانان تمييز داده نمىشود» .
البته در موردى هم « هيچ نقاد با بصيرتى شك نمىكند در اين كه اين روايات از
اسرائيلياتى است كه دست جاعلان حديث ، آن را در ميانه روايات ما وارد كرده است .
براى اينكه با هيچ يك از موازين علمى و اصول مسلم دين سازگارى ندارد»
در پايان اين بحث به نقل دو نمونه از نقادى اسرائيليات در
الميزان كه با موضوع مقال هم چندان بيگانه نيست، پرداخته مى شود:
منبع : لقمان
یکشنبه 7 مهر1387-22:36 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

در تفسير آيه 102 سوره بقره پس از بحث مفصل و ژرف پيرامون
دو فرشته الهى كه قرآن آن دو را به نامهاى هاروت و ماروت معرفى كرده، پس از نقل
احاديثى از تفسير «الدرالمنثور» سيوطى، كه مدعى صحتسند آن روايات است، مىفرمايد:
«بىترديد اين يك داستان خرافى است كه براى فرشتگان خدا ساختهاند; در حالى كه
قرآن به پاكى و طهارت آنها از شرك و معصيت تصريح كرده است .
آن هم چنين شرك و
معصيتشنيع، يعنى بتپرستى و قتل و زنا و شرب خمر كه در طى اين روايات به آنها
نسبت داده شده است . علاوه بر اين، آيا مضحك نيست، ستاره زهره را زن بدكار و مسخ
شدهاى بپنداريم؟ ! با اين كه مىدانيم از نظر آفرينش و خلقت پاك است و خداوند هم
به آن قسم ياد كرده است و فرموده: «الجوار الكنس (4) » [تكوير16] كه گفتهاند :
منظور ستارگان مريخ و مشترى
و زهره و زحل و عطاردند . خلاصه اين داستان و داستانى كه در روايت قبل ذكر شده،
مطابق افسانههايى است كه يهود درباره هاروت و ماروت مىگويند، بىشباهتبه خرافات
يونانيان قديم درباره ستارگان و نجوم نيست .
از اينجا براى جويندگان دقيق
روشن مىشود كه اين گونه احاديث كه در آن لغزشهايى به پيغمبران خدا نسبت داده شده،
به بافتههاى يهود (اسرائيليات) آميخته است و اين خود مىرساند كه آنها در صدر
اسلام نفوذ مرموز و عميقى در ميان محدثان داشتهاند و انواع مطالبى را كه
مىخواستهاند، در احاديث آنان داخل كردهاند .
به اعتقاد علامه طباطبايى اگرچه اسرائيليات در بخشهاى
وسيعى از معارف راه پيدا كرده است; ولى يكى از مهمترين قلمروهاى آن داستان
پيامبران و سرگذشت امتها و اقوام پيشين است و بيشتر اين روايات اسرائيلى به كعب
الاحبار يهودى الاصل برمىگردد كه به هيچ وجه نبايد به آنها اعتنا كرد .
منبع : لقمان
یکشنبه 7 مهر1387-22:29 | | سرباز | گروه قرآن کلام خدا |لینک به نوشته

در مجموع، از ۳۱
روایت بررسی شده در خصوص سحر و جادو، هشت مورد آن درباره چشم زخم و حقیقت آن و
دعاهایی می باشد که برای مصون ماندن از چشم زخم وارد شده است.
درباره جادو، حدیث معتبری از امام صادق(علیه السلام) در
کتاب احتجاج طبرسی وارد شده که بسیار جامع و نافع است. زندیق مصری در بحثی طولانی
که با امام صادق(علیه السلام) داشت، از ایشان پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر
می تواند کارهایی عجیب و غریب انجام دهد؟ امام (علیه السلام) فرمود: سحر بر چند
وجه است:
یک نوع آن به منزله پزشکی است; یعنی همان گونه که پزشکان
برای هر مریضی راه علاجی می یابند جادوگران نیز برای هر صحتی، راهی برای از بین
بردن آن می یابند و برای هر عافیتی راهی برای رفع آن می جویند.
نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است.
نوع سوم آن که شیاطین را به خدمت می گیرند.
زندیق گفت: شیاطین جادو را از کجا آموخته اند؟
فرمود: از همان جا که پزشکان پزشکی را می آموزند ; بعضی را
به تجربه و بعضی را به علاج .
زندیق گفت: درباره ماجرای هاروت و ماروت... چه می گویی؟
فرمود: آن ها برای امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان
این گونه بود که اگر بنی آدم فلان کار و فلان کار را بکنند یا فلان ورد را بخوانند
فلان اتفاق روی می دهد.... به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند.
پس آن ها به مردم می گفتند که ما برای امتحان شما آمده ایم. چیزی را که ضرر می
رساند و فایده ای برای شما ندارد از ما فرا نگیرید.
زندیق پرسید: آیا ساحر می تواند با سحر خود ، انسان را به
صورت سگی یا الاغی یا مثل این ها درآورد؟
امام(علیه السلام) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که
بتواند خلق خدا را تغییر دهد و... اگر می توانست هر آینه از خودش پیری و فقر و
مریضی را دور می کرد . . . پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم: سحر به
منزله پزشکی است; ساحر کاری می کند که مرد نتواند با زن خود هم بستر شود. او نیز
نزد پزشک می رود و خود را معالجه می کند و خوب می شود.
دیگر احادیث نیز به نحوی مطالب این حدیث را در بردارند و
چیزی اضافه بر آن ندارند، جز آن که در بعضی روایات، رقیه نوشتن (نوشتن دعاهای
مأثور یا آیات و همراه کردن آن ها با خود) جایز دانسته شده، اما همراه کردن سنگ
های مخصوص یا اوراد مخصوص شرک و حرام شمرده شده است.
منبع : لقمان
یکشنبه 7 مهر1387-22:25 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

در اين كه انسان با سنگ و چوب بى روح فرق دارد شكى نيست ، زيرا
ما به خوبى احساس مى كنيم كه با موجودات بى جان و حتى با گياهان تفاوت داريم ، ما مى
فهميم ، تصور مى كنيم ، تصميم مى گيريم ، اراده داريم ، عشق مىورزيم ، متنفر مى شويم
، و ... ولى گياهان و سنگها هيچ يك از اين احساسات را ندارند ، بنا بر اين ميان ما
و آنها يك تفاوت اصولى وجود دارد ، و آن داشتن روح انسانى است . نه ماديها و نه هيچ
دسته اى ديگر هرگز منكر اصل وجود روح و روان نيستند و به همين دليل همه آنها روان شناسى
( پسيكولوژى ) و روانكاوى ( پسيكاناليزم ) را به عنوان يك علم مثبت مى شناسند ، اين
دو علم گر چه تقريبا از جهاتى مراحل طفوليت خود را طى مى كنند ولى به هر حال از علومى
هستند كه در دانشگاههاى بزرگ دنيا بوسيله استادان و دانش پژوهان تعقيب مى شوند و همانطور
كه خواهيم ديد روان و روح دو حقيقت جداى از هم نيستند بلكه مراحل مختلف يك واقعيتند
. آنجا كه سخن از ارتباط روح با جسم است و تاثير متقابل اين دو در يكديگر بيان مى شود
نام روان بر آن مى گذاريم و آنجا كه پديده هاى روحى جداى از جسم مورد بحث قرار مى گيرند
نام روح را به كار مى بريم . خلاصه اينكه هيچ كس انكار نمى كند كه حقيقتى بنام روح
و روان در ما وجود دارد .
اكنون بايد ديد جنگ دامنه دار ميان ماترياليستها از يكسو و
فلاسفه متافيزيك و روحيون از سوى ديگر در كجاست ؟ پاسخ اين است كه : دانشمندان الهى
و فلاسفه روحيون معتقدند غير از موادى كه جسم انسان را تشكيل مى دهد ، حقيقت و گوهر
ديگرى در او نهفته است كه از جنس ماده نيست اما بدن آدمى تحت تاثير مستقيم آن قرار
دارد . به عبارت ديگر : روح يك حقيقت ماوراى طبيعى است كه ساختمان و فعاليت آن غير
از ساختمان و فعاليت جهان ماده است ، درست است كه دائما با جهان ماده ارتباط دارد ،
ولى ماده و يا خاصيت ماده نيست ! در صف مقابل ، فلاسفه مادى قرار دارند : آنها مى گويند
: ما موجودى مستقل از ماده بنام روح يا نام ديگر سراغ نداريم ، هر چه هست همين ماده
جسمانى و يا آثار فيزيكى و شيميائى آن است .
ما دستگاهى بنام مغز و اعصاب داريم كه بخش مهمى از اعمال حياتى
ما را انجام مى دهند ، و مانند ساير دستگاههاى بدن مادى هستند و تحت قوانين ماده فعاليت
مى كنند . ما غده هائى در زير زبان داريم بنام غده هاى بزاق كه هم فعاليت فيزيكى دارند
و هم شيميائى ، هنگامى كه غذا وارد دهان مى شود ، اين چاههاى آرتزين ! بطور خودكار
و كاملا اتوماتيك شروع بكار مى كنند ، و چنان حسابگرند كه درست به همان اندازه كه آب
براى جويدن و نرم كردن غذا لازم است روى آن مى پاشند ، غذاهاى آبدار ، كم آب ، خشك
، هر كدام باندازه نياز خود ، سهميه اى از آب دهان دريافت مى دارند . مواد اسيدى خصوصاً
هنگامى كه زياد غليظ باشند ، فعاليت اين غده ها را افزايش مى دهند ، تا سهم بيشترى
از آب دريافت دارند ، و به اندازه كافى رقيق شوند و به ديوارهاى معده زيانى نرسانند
! و هنگامى كه غذا را فرو برديم فعاليت اين چاهها خاموش مى گردد ، خلاصه نظام عجيبى
بر اين چشمه هاى جوشان حكومت مى كند كه اگر يك ساعت تعادل و حساب آنها بهم بخورد ،
يا دائما آب از لب و لوچه ما سرازير است . به اندازه اى زبان و گلوى ما خشك مى شود
كه لقمه در گلوى ما گير مى كند ! . اين كار فيزيكى بزاق است ، ولى مى دانيم كار مهمتر
بزاق كار شيميائى آن است ، مواد مختلفى با آن آميخته است كه با غذا تركيب مى شوند و
زحمت معده را كم مى كنند .
ماترياليستها مى گويند : سلسله اعصاب و مغز ما شبيه غده هاى
بزاقى و مانند آن داراى فعاليتهاى فيزيكى و شيميائى است ( كه به طور مجموع فيزيكوشيميائى
به آن گفته مى شود ) و همين فعاليتهاى فيزيكوشيميائى است كه ما نام آن را پديده هاى
روحى و يا روح مى گذاريم . آنها مى گويند : هنگامى كه مشغول فكر كردن هستيم يك سلسله
امواج الكتريكى مخصوص از مغز ما برمى خيزد ، اين امواج را امروز با دستگاههائى مى گيرند
و روى كاغذ ثبت مى كنند ، مخصوصا در بيمارستانهاى روانى با مطالعه روى اين امواج راههائى
براى شناخت و درمان بيماران روانى پيدا مى كنند ، اين فعاليت فيزيكى مغز ما است . علاوه
بر اين سلولهاى مغز بهنگام فكر كردن و يا ساير فعاليتهاى روانى داراى يك رشته فعل و
انفعالات شيميائى هستند . بنا بر اين روح و پديده هاى روحى چيزى جز خواص فيزيكى و فعل
و انفعالات شيميائى سلولهاى مغزى و عصبى ما نمى باشد . آنها از اين بحث چنين نتيجه
مى گيرند .
1 - همانطور
كه فعاليت غده هاى بزاقى و اثرات مختلف آن قبل از بدن نبوده و بعد از آن نيز نخواهد
بود ، فعاليت هاى روحى ما نيز با پيدايش مغز و دستگاه اعصاب ، موجود مى شوند ، و با
مردن آن مى ميرند !
2- روح
از خواص جسم است ، پس مادى است و جنبه ماوراى طبيعى ندارد .
3- روح
مشمول تمام قوانينى است كه بر جسم حكومت مى كند .
4 - روح
بدون بدن وجود مستقلى ندارد و نمى تواند داشته باشد .
برای خواندن دلائل هر کدام به ادامه مطلب رجوع کنید . . .
ادامه مطلب
یکشنبه 7 مهر1387-22:12 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

مرحوم مجلسی(رحمه الله) می نویسد: بر حسب اقسام گوناگون
سحر، چگونگی تأثیر آن نیز فرق می کند. پس آن قسم که از قبیل شعبده است کیفیتش نیز
روشن است و با حرکات سریع دست از خطای دیگران استفاده می کنند و طرف مقابل، مثلاً،
آتشی را که دور می چرخد به دایره ای آتشین می بیند.
اما این که به وسیله جادو حبّ و بغض یا غم و ناراحتی در
قلب کسی به وجود بیاید ظاهر این است که خداوند همان گونه که در ادویه خواص دارویی
قرار داده در اعمال ساحر یا اورادش نیز این خاصیت را نهاده است; همانند مستی در
شراب یا تدخین در حشیش که زایل کننده عقل است یا این که اجنه و شیاطینی که توسط
ساحر به استخدام گرفته می شوند موجب حبّ و بغض می گردند.
اما این که بعضی ادعا می کنند که ساحر توسط سحر باران نازل
می کند یا ابرها را جمع می نماید، ما این را قبول نداریم که چنین چیزی ممکن باشد
تا بتوان به واسطه جادو در عالم بالا تصرف نمود و خبر موثق در این باره به ما
نرسیده است.
اما چشم زخم هم در آیات و روایات آمده و هم در اخبار که
حقیقت دارد و به تجربه و مکرر و در موارد متعدد مشاهده شده است.
یکشنبه 7 مهر1387-22:12 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

رمل در لغت به معناي ريگ يا شن است. علت اطلاق اين نام به
اين علم به دليل تاريخچه اي است كه براي اين علم شريف ذكر مي شود.
در برخي كتب علم رمل را معجزه حضرت آدم (ع) مي دانند و سبب
فرود آمدن اين علم را چنين ذكر نموده اند كه چون فرزندان حضرت آدم (ع) زياد شدند و
در روي زمين متفرق گشتند ، آدم خواست تا از احوال ايشان مطلع گردد و از خداوند
درخواست ياري نمود. در اجابت درخواست او ، حضرت جبرائيل فرود آمد و نقطه رمل را كه
اصل و اساس اين علم است ، فرود آورد و چون اولين بار اين نقاط را از طريق فرو
بردن انگشت و نشان دادن اثر آن كه نقطه بود بر روي شنهاي بيابان آموزش داد ، اين
علم به نام رمل شناخته مي شود. نظر ديگر اين است كه چون علم رمل علم نقاط است و
دانه هاي شن نيز مانند نقطه اند ، اين علم را رمل مي نامند. همچنين براي به دست
آوردن جواب از رمل روشي وجود دارد كه در آن از دانه هاي شن استفاده مي كنند.
همچنين نقل مي شود كه اين علم از آدم به ادريس نبي رسيد و از او به حضرت دانيال
منتقل گرديد و از دانيال به ارميا و از او به اشعيا و سپس به لقمان حكيم و بعد به
حضرت داوود منتقل گرديد.
که همانطور در دعای قبل از انجام رمل می بینیم به آدم و
شیث ( پسر آدم ) و ادریس و دانیال و ارمیا و شعیا و داوود و خضر آمده است.
روايات متعدد مذهبي هم در مورد اين علم موجود مي باشد كه
از حوصله اين مقال خارج است امّا براي درك اهميت اين علم اين نكته را ذكر مي كنيم
كه گروهي اين اعتقاد را دارند كه رمل معجزه حضرت دانيال بوده است و به وسيله آن
قوم گمراه خود را هدايت مي كرده است.
برای دیدن کاربردها به ادامه مطلب رجوع کنید . . .
كاربردهاي رمل
رمل از طريق به دست آوردن اشكالي خاص كه تركيبي از خط و
نقطه هستند و يك سلسله عمليات رياضي كه بر روي آنها انجام مي گيرد ، تركيبي از
شانزده شكل را به دست مي دهد كه آن را زايچه رمل مي گويند. با تفسير اين زايچه مي
توان اطلاعات بسيار دقيق و صحيح با ذكر جزئيات را از مورد نيت شده به دست آورد.
گوشه اي از اطلاعاتي كه از طريق رمل مي توان به آنها دست يافت به اين شرح است :
مذكر يا مؤنث بودن
اعضاي بدن : يعني اشكال رمل مي توانند عضوي از اعضاي بدن
را مورد اشاره و بحث قرار دهند به جهت بیماری یا . . .
رنگ ها : هر شكل ، رنگ يا رنگ هاي اشياي مورد بحث را معلوم
مي كند.
اشياء : اگر در مورد هر نوع اسباب و وسايل باشد ، مشخصات
آن را مي توان يافت.
وزن : وزن و اندازه و هيكل مورد بحث را مي توان محاسبه
نمود.
خوراك ها و طعم ها : در مورد خوراكي ها و طعام و مزه آنها
مي توان تفسير كرد.
مشاغل : فعاليت افراد را در شكل و خانه مربوط به آن مي
توان برربسي نمود.
مكان ها : هر شكل مي تواند به مكان خاصي اشاره كند كه
بستگي به مورد سؤال دارد.
زمان : زمان وقوع حوادث را در دور يا نزديك مي توان معلوم
كرد.
همچنين از طريق علم رمل مي توان به اطلاعات مربوط به حروف
الفبا ، طالع و نجوم ، مدت زمان ، خصلت ها و خصوصيات ، امراض و بيماري ها ، ثبات
يا عدم ثبات ، آغاز و پايان هر مطلب ، نقاط قوت و ضعف ، طالب و مطلوب و بسياري از
اطلاعات ديگر دست يافت.
اين علم را هر كسي كه داراي نيت پاك و عمل پسنديده اي باشد
مي تواند بياموزد و از آن بهره ببرد. همچنين مي توان از كساني كه بهره اي از اين
علم دارند استفاده كرد و از اطلاعات جالب و شگفت انگيز آن در زندگي منفعت كسب نمود.
پاسخ به يك اشتباه
همان گونه كه گفته شد اسم رمل و اسطرلاب با يكديگر برده مي
شود. شايد علت آن باشد كه براي رمل ريختن و تفسير رمل از ساعات سعد بايد استفاده
شود. براي اين امر يكي از وسايلي كه مورد استفاده قرار مي گرفته ، اسطرلاب بوده
است. اسطرلاب وسيله اي نجومي است كه تنها براي به دست آوردن ساعات مناسب رمل در
اين علم استفاده مي شود و كاربرد ديگري در رمل ندارد. بنابر اين به كار بردن لفظ
رمل و اسطرلاب در باره آن صحيح نمي باشد.
منبع : لقمان
یکشنبه 7 مهر1387-22:12 | | سرباز | گروه *.* رمل *.* |لینک به نوشته

وَ اتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشيَطِينُ
عَلى مُلْكِ سلَيْمَنَ وَ مَا
كفَرَسلَيْمَنُ وَ لَكِنَّ الشيَطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاس السحْرَ وَ
مَا أُنزِلَ عَلى الْمَلَكينِ بِبَابِلَ هَرُوت وَ مَرُوت وَ مَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتى يَقُولا إِنَّمَا نحْنُ فِتْنَةٌ فَلا
تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا
يُفَرِّقُونَ بِهِ بَينَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ مَا هُم بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ مَا يَضرُّهُمْ وَ لا يَنفَعُهُمْ وَ لَقَدْ
عَلِمُوا لَمَنِ اشترَاتُ مَا لَهُ فى الاَخِرَةِ مِنْ خَلَقٍ وَ لَبِئْس مَا شرَوْا بِهِ أَنفُسهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
آيه (102) سوره
بقره
ترجمه : و (يهود) از آنچه
شياطين در عصر سليمان بر مردم مى خواندند پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر
نيالود؛ و) كافر نشد؛ ولى شياطين كفر ورزيدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نيز
يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت»
و «ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز
ابطال آن، به مردم ياد مى دادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمى دادند، مگر اينكه
از پيش به او مى گفتند: «ما وسيله
آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو
فرشته، مطالبى را مى آموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند؛ ولى هيچ گاه نمى توانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان
برسانند. آنها قسمتهايى را فرامى گرفتند كه به آنان زيان مى رسانيد و نفعى نمى
داد. و مسلما مى دانستند هر كسى خريدار
اين گونه متاع باشد، در آخرت بهرهاى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود
را به آن فروختند، اگر مى دانستند!!
سوره بقره آيه 102 ترجمه مكارم شيرازى
منبع : لقمان
یکشنبه 7 مهر1387-22:9 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته

پس همان طور که در پست های قبلی مشاهده کردید و می کنید ساعات مختلف هر کدام به سیاره ای تعلق دارند و در نتیجه خصوصیات
مختلفی که برگرفته از سیاره مربوط به آنها میباشد را دارا هستند ( علم نجوم )
حال خصوصیات هرسیاره را
توضیح میدهیم :
زحل:ساعتی نیکوست در این ساعت
تجارت زراعت و عقد قرارداد خوب است و همچنین در این ساعت انجام طلسم و .. نتیجه
خوب میدهد و کسی که در این ساعت به دنیا آید صاحب دولت و عمر طولانیست.
مشتری : این ساعت ساعتی نیکوست و
مناسب است برای شروع کار دیدار مریض خرید و فروش و بریدن و خریدن لباس نو و طلب
حاجت از پروردگار و فرزندی که در این ساعت به دنیا بیاید از نیکو کاران و صالحان
روزگار می شود و شایسته نیست در این ساعت به دیدار کافر و مفسد رفتن و کارهای خلاف
و پنهان انجام دادن .
مریخ : ساعتی خوب است برای پوشیدن
رخت نو و خوب نیست برای دیدار از دولت مردان شکار و انجام طلسمات و کودکی که در
این ساعت به دنیا بیایدبه ریختن خون علاقه مند است.
الشمس : ساعتی خوب است برای بریدن و
پوشیدن لباس نو و خرید و فروش وانجام طلسمات خوب وخوب نیست برای انجام طلسمهای شر
و حسد و فرزندی که در این ساعت به دنیا آید دارای عمری طولانی و دانشی زیاد
میباشد.
الزهره : ساعتی خوب است برای ازدواج و
مسافر ت و طلسم های نیکو و عیادت از مریض و بریدن و پوشیدن لباس نو و کسی که
در این ساعت متولد شود دوست دار خوشی و شادی و تفریح می باشد و شایسته نیست در این
ساعت آموزش دادن به کودک و شروع کارهای بزرگ و انجام طلسم های شر.
عطارد : ساعتی خوب است برای تعلیم به
کودک و آموزش و نوشتن و انجام طلسم های الفت و محبت و شروع کارهای جدید و تعمیرات
و کسی که در این ساعت به دنیا می آید عالم و باهوش و زیرک می شود و شایسته نیست در
این ساعت حجامت کردن بریدن لباس نو و مسافرت و انجام کارهای پنهانی و معالجه
بیمار.
القمر : ساعت خوبی است برای پیغام
فرستادن و حجامت کردن و خوردن دارو مسافرت و انجام کارهای صواب
در ادامه مطلب سعد و نحس بودن را مشاهده نمائید . . .
ادامه مطلب
شنبه 6 مهر1387-13:18 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

یکی از موارد
مهمی که در این علم باید از آن آگاه بود شناخت ساعات مختلف شبانه روز میباشد.!!
یعنی اینکه بدانیم کدام ساعت و زمان برای چه کاری مناسب است یکی از موارد مهمی که
از این موضوع در آن استفاده میشود که اگر این کار را در ساعت مناسب انجام ندهد چه
بسا نتیجه معکوس حاصل میگردد . بهتر است بگوییم یکی از شرایط مهم در انجام امور
مربوط به این علم آگاهی از این ساعات میباشد.
این زمان ها و سیاره مربوط به هر شاعت را در جدول زیر مشاهده میکنید :
شنبه 6 مهر1387-13:14 | | سرباز | گروه نجوم ، زمان ، ساعات |لینک به نوشته

-
1 اصل خودهشیاری،خودبیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به
خود (مهمترین اصل تکنولوژی فکر(:
انسان باید در هر لحظه مراقب خود باشد و بداند
که ضمیر ناخودآگاه چه سیگنالی را از طریق حواس پنجگانه و یا فکر دریافت می کند .
بهترین راه برنامه ریزی و کنترل ضمیرناخودآگاه ، توجه لحظه
به لحظه انسان نسبت به خود است شما خود خالق سرنوشت خود هستید و زندگی و سرنوشت
شما با باورها و اندیشه های شما شکل می گیرد و به دست شما خلق می شود .
خداوند می فرماید :
شما تدبیر کنید تا من تقدیر کنم
- 2اصل استفاده از قدرت
سئوال :
هر سئوالی که انسان از خود می کند بازتاب خاصی در روحیه و
فکر او ایجاد می کند
.
مثال: وقتی کسی از خود سئوال می کند چگونه است که من
خوشبختم ؟ نفس این سئوال روحیه اش را شاد می کند و به او این را القاء می کند که
آری من خوشبختم .
تأثیر بسیار مهم هر سئوالی است که انسان از خود می کند و
لذا باید بدانید که کیفیت زندگی شما را نوع سئوالاتی تعیین می کند که او خود می
پرسید .مثال: در مورد سئوال از نوع «چرا» و «چگونه «چرا» شرایط اینگونه است
«چگونه» می توانم شرایط را زیباتر کنم؟
-3 اصل استفاده از قدرت تمرکزانسان:
در هر لحظه به هر آنچه که تمرکز کند بازتاب آنرا در روحیه
و فکر خود حس می کند
مثال: تمرکز روی یک گل در انسان روحیه شاد و فکر مثبت
ایجاد می کند .
تمرکز روی خاطرات بد گذشته ، انسان را افسرده می کند .
تمرکز روی خاطرات زیبای گذشته و یا خیال پردازی های زیبای
آینده، اثر عمیق و مطلوب و مثبت در زندگی دارد .
انسانی که مرتباً روی بدبختی ها و زشتی های زندگی متمرکز
می شود زندگیش به قهقرا می رود. کسی که مرتباً به زیبائیهای زندگی و نقاط امیدبخش
تمرکز می کند زندگیش قرین سعادت و موفقیت می شود و این خاصیت تمرکز است .
-
4 اصل
استفاده از جملات تأکیدی و تصدیقی مثبت :
از جملات تأکیدی مثبتی که به گونه ای ویژگی خوب شما را
تصویر کند استفاده کنید .
نمونه جملات :در وجود من عظمت و بزرگی نهفته است من یک
نابغه هستم و از نبوغ خود استفاده می کنم .
من ایده های بزرگی را در سر دارم و آنها را به واقعیت
تبدیل می کنم .من هر روز سلامت تر و تندرست تر هستم .من یک برنده واقعی هستم .من
واقعا انسان بی نظیری هستم .
چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است .چقدر من هر روز خوشبخت
تر و سعادتمندتر می شوم .من همواره در هر کاری موفق و پیروز می شوم .خدای رحمان
مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگیم مرا کمک می کند . ثروت و معنویت به سوی
من همواره روان است ومن هر چه بخواهم خلق می کنم .سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی
است .
من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگیم هستم .من به خود
افتخار می کنم .
همواره از وجود و چهره من شادی و انرژی و عشق ساطع می شود .
من تا آخر عمر به سلامت زندگی می کنم .
هر چه بیشتر می بخشم، بیشتر می ستانم و احساس شادمانی می
کنم .
من با اقتدار زندگیم را آنگونه که می خواهم طراحی می کنم .
من انسانی مقتدر ، خلاق، و دوست داشتنی هستم .من سزاوار
بهترینها هستم .
در هر لحظه به خاطر همه نعمتها و موهبتهایی که خداوند به
من داده ، او را شکر می گویم .
من در کمال آرامش به سر می برم و همواره روحیه ای شاد و
چهره ای خندان دارم
.
من با اقتداری خدا گونه بر روحیه ، عواطف و احساسات خود کنترل
دارم و آنها را مدیریت می کنم .خداوند مرا آزاد آفریده است و من محکوم به هیچ
سرنوشت از پیش تعیین شده ای نیستم .
به جای جملات تأکیدی مثبت ، از کلمات و عبارات تأکیدی مثبت
هم می توان استفاده کرد .
مثل:آرامش،زیبایی،معنویت،ثروت،حال خوش،آب روان،زندگی زیبا،ثروت
فراوان،سلامتی،امنیت،خوشبختی،سعادت .
-
5 اصل
تصویر سازی ذهنی :
هنگامی که شما تصویری در ذهن خود خلق می کنید،عین این
تصویر بر روی ضمیرناخودآگاه اسکن شده، وارد می شود و بر ضمیر ناخودآگاه شما تأثیر
می گذارد. این تصویر پردازش می شود وضمیرناخودآگاه مفهوم آن تصویر را می تواند در
دنیای واقعی زندگی شما عینیت ببخشد .
تصویرسازی ذهنی یکی از بهترین شیوه های برنامه ریزی و
هدایت ضمیر ناخودآگاه است .
ثروتمندترین و موفق ترین انسانها کسانی هستند که بیشتر و
بهتر از بقیه توانسته اند در ذهن خود خیال پروری مثبت بکنند
تخیل،فکر،امید،آرزو،خواسته،اشتیاق سوزان + ایمان به موفقیت
+ اقدام = رسیدن به هدف و موفقیت
تخیل را به فکر تبدیل کنید.
فکر را به مرحله آرزو برسانید. برای آرزو خود امید ایجاد کنید. امیدواری را به
خواسته خود تبدیل کنید. خواسته را با دنیایی از هیجان و اشتیاق به اشتیاق سوزان
برسانید . اشتیاق سوزان به همراه ایمان به موفقیت آنجا که در کنار اقدام قرار می
گیرد، قطعاً حاصلش رسیدن به هدف و موفقیت است .
وقتی شما مثبت فکر می کنید،به تصویر زیبا نگاه می کنید، به
موسیقی شاد گوش می کنید و... سیگنالهای مثبت وارد سیستم ضمیر ناخودآگاه شما می
شود. هم باور عالی در نظام باور شما می سازد، هم اثرخوبی در وجود شما و دنیای خارج
شما می گذارد. بازتاب این زیبایی به شما برمی گردد دعا کردن و توسل و توکل ،
اعمالی است که هم در انسان احساس روحانی ایجاد می کند ، هم بهترین اثر بر ضمیر
ناخودآگاه و باور ایجاد می کند0هنگامی که خدا را برای خواسته ای صدا زدی، اینگونه
باید باور داشته باشی که آنچه را که از خدا خواستی در پشت در است و تو می توانی
آنرا برداری ایمان به خدا،احساس خوب،مثبت اندیشی،ایمان به توانائیهای خود،امید به
موفقیت،عزم و اراده عالی، روحیه خوب و با نشاط،حالاتی از این قبیل هستند که شدت
جریان و قدرت سیگنالهای ورودی به ضمیر ناخودآگاه را افزایش می دهند و در نتیجه
انسان را سریعتر به مراتب موفقیت می رسانند
منبع : کتاب تکنولوژی فکر آزمندیان
شنبه 6 مهر1387-13:9 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

وضعيت انرژيكي انسان قبل و بعد از عمل وضو را مي توان مقايسه نمود.
مشاهده شده كه عمل وضو بيشتر چاكراها و نادي ها (كانالهاي انرژي) را فعال و بزرگ
مي كند. در اينجا لازم مي دانيم كه مطالبي را از كتاب انرژي درماني (چو-آ-كوك سويي ) كه مترجم آن
جمشيد هاشمي (آرام) مي باشند بدليل جالب و علمي بودن عينا" ذكر كنيم :
"
مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلي اكثر چاكراها و كانالهاي انرژي را بزرگ و
فعال مي كند . اما نكته جالب آن است كه در اين عمل , ميزان افزايش در چاكراهاي
پاييني بسيار بيشتر از چاكراهاي بالاييي است . يعني اگر چاكراهاي بالايي تا 5/1
برابر بزرگتر شده اند , چاكراهاي پاييني ( قاعده اي , جنسي و نافي) به راحتي تا دو
برابر و حتي بيشتر رسيده اند .
هنگامي كه نيت بر عمل وضو صورت مي گيرد (ولو در ذهن ) "ريسمان
روحي" –(كه توسط روشن بينان دربالاي
سر هر انسان مشاهده شده و در افراد معمولي به نازكي تار عنكبوت است ولي
در افراد پيشرفته روحي تا يك سانتيمتر مي تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و
قطورتر مي شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكراي هفتم ) است و همانطور
كه مي دانيم اين چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلي تمام چاكراهاست. در ادامه بايد گفت
كه هرچه چاكراي ساهاسرارا بيشتر باز باشد ميزان گره ها و قفلهاي شش چاكراي باقي مانده باز شده و انرژي هايشان با بالاترين فركانسهاي ممكن
ساطع مي گردد. به محض اينكه چاكراي تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژي
كيهاني اش به پايان مي رسد و شروع مي كند به تشعشعات انرژي بر طبق آكورد خودش.واين
است آن رمزي كه مي گويند بايد هميشه نيت خير داشته باشيد. با تفكر به نيكيها و
داشتن نيت پاك هر لحظه بر ميزان باز شدن ساهاس رارا افزوده مي گردد. كه با قطورتر شدن آن انرژي روحي بيشتري (شيوا)
بدرون فرد وارد مي گردد (وجه خالص انرژي الهي) .
حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را مي شوييم , پوست بدن قابليت جذب
و نگهداري ميزان زيادي انرژي را در خود
دارد . انرژي هاي اضافي كه ناشي از مشغله ها , استرسها , امواج منفي و ديگر موارد
است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو مي گيريم و با اينكار سه با ر
پاكسازي صورت مي پذيرد. البته ميزان انباشت انرژي منفي در پوست صورت بدليل حساسيت
بيش از اندازه آن از ساير جاها بيشتر است.
با دست كشيدن روي فكها بر چاكراي فرعي فك تاثير مي كنيم و اين عمل
اثر مستقيمي روي سيستم اعصاب و حافظه دارد.از نظر علمي آب قادر است مقدار زيادي
انرژي در خود ذخيره سازد .حال چرا از آب سرد بجاي گرم استفاده كنيم بهتر است علت
آن اين است كه آب سرد قابليت جذب انرژي بيشتري دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدليل
فاصله بيشتر بين ملكولي, خود حاوي مقدار زيادي انرژي است و قابليت جذب زيادي
ندارد).
در مرحله بعد با هر دست روي دست ديگرآب ميريزيم. در بيان علت آن بايد
گفت كه اصلي ترين كانال انرژي بدن , در اصطلاح "سوشومنا" مي باشد كه اين
كانال اصلي, در ناحيه شانه ها به دو كانال فرعي تقسيم مي گردد كه در نهايت به دو
دست مي رسد . در ادامه , اين كانال اصلي, در ناحيه خاجي به دو بخش ديگر تقسيم شده,
وارد پاها مي گردد. در امتداد اين كانال اصلي , كانالهاي فرعي ديگري موجود است كه
هر كدام به عضو و اندام خاصي بر مي گردد. در جاي جاي سوشومنا مخروط مانندهاي كوچك
و بزرگي وجود دارد كه دايما" در حال چرخش هستند(چاكراها). حال ما بر
آرنج(براي مردان) آب مي ريزيم و دست مي كشيم تا انتهاي انگشتان, با اين كار انرژي
هاي منفي از اين كانال فرعي زدوده مي شود .حركت روبه جلو باعث تحريك اين نادي و
تخليه شديد انرژي راكد و منفي در آن مي گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان
ادامه مي يابد . به اين مي ماند كه انرژي هاي منفي را مشايعت مي كنيم تا
كاملا" خارج گردد. با اين عمل هم چاكراهاي كف دست بدليل لمس سريع فعال مي
شوند وهم بين انرژي هاي چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت مي پذيرد . در توضيح
تبادل دو دست بايد گفت كه در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود :
2-اين : بمعني "فقدان روشنايي " و به معني سايه , تاريكي است (منفي) . از
خصوصيات آن زمين , ماه , عدم فعاليت ,
كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو)
و ارقامش جفت هستند.
3-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريكي , گرما و
سرما , خشكي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چكيده عالم است.
در واقع با اتصال دست چپ و راست به يكديگر بين اين دو
انرژي تبادل صورت مي گيرد .
مرحله بعد مسح سر است. با اين عمل ساهاسرارا چاكرا تحريك مي گردد . قبلا" در مورد تحريك آن
وتاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است. از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد
تعادل بين نيمكره هاي چپ و راست بدن كند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف
(نيمكره راست) و نيز در تفكر و منطق متعادل گردد.
مرحله بعدي مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اينكه نيمه بالايي بدن با
نيمه پاييني تبادل انرژي مي كند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد.
تاثير دوم آن تحريك چاكراهاي كف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي
بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در كارها , چاكراهاي
پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد
مولادهاراچاكرا و شوادهيستاناچاكرا (چاكراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد كمتر
دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحكام و قوت دروني مي گردد. فرد با
خوش بيني بر روي زمين زندگي كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژي
بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چراكه اين چاكرا اساس نيروي حيات تمام
چاكراهاي بالاتر را شكل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است. در اين چاكرا منبع لايزال
انرژي كنداليني (يانگ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا كه سه كانال اصلي
انرژي بدن هستند نيز از اين چاكرا شروع مي شوند.
در زير جدولي ارايه شده است (از كتاب انرژي درماني چو-آكوك سويي-ترجمه و تاليف جمشيد هاشمي ) كه تاثير وضو بر چاكرا را نشان مي دهد.

در ضمن ذكر چند نكته لازم است و
آن اينكه اثرات فوق زماني قابل توجه است كه ما در وضو تداوم داشته باشيم (در اين
مورد علماي دين ما سفارش هاي زيادي در
مورد دائم الوضو بودن دارند. ) كه به
مرور اثرات آنرا آشكارا لمس خواهيم كرد.
جمعه 5 مهر1387-17:9 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته


|
رديف |
عنوان |
نويسنده |
زبان |
| 1 | ديوان حافظ | حافظ شيرازی | فارسی |
| 2 | مجموعه کلمات عوامانه فارسی | _ | فارسی |
| 3 | شاهنامه فردوسی | فردوسی | فارسی |
| 4 | گلستان سعدی | سعدی | فارسی |
| 5 | گلشن راز | محمود شبستری | فارسی |
| 6 | رباعیات خیام | خیام | فارسی |
| 7 | دل آباد | خواجه عبدالله انصاری | فارسی |
چهارشنبه 3 مهر1387-16:47 | | سرباز | گروه |لینک به نوشته

از لحاظ زمان و مکان : اوقات سحر ، شب و روز جمعه ، هنگام زوال ظهر میان اذان و
اقامه ، پیش از طلوع آفتاب ، قبل از غروب ، موقع باریدن باران ، بعد از قرائت قرآن
، وقت وزیدن باد ، پس از گزاردن نماز ، موقع ابتلاء به مرض و تب و در وقت رقّت دل.
کلباسی در انیس اللیل فرماید : آداب دعا منقسم است به 3 قسم
.
1- اموری که قبل دعا باید آنها را به جای آورد :
با طهارت بودن ، استعمال بوهای خوش ، به مسجد رفتن ، تصدق
نمودن ، رو به قبله نشستن ، نسبت به خداوند حسن ظن داشتن در اجابت ، اقبال بدل
نمودن به خداوند ، پاکیزه نمودن شکم از حرام به واسطه روزه گرفتن و گرسنگی خوردن ،
تجدید توبه از گناهان ، صلوات بر محمد و ال محمد .
2- اموری که متقارن با دعا انجام شود :
متعجل در دعا نباشد ، حاجت خود را نام برد ، تعمیم دادن در
دعا بر خود و جمیع مومنین و مومنات ، گریه نمودن یا خود را به گریه واداشتن ،
اعتراف به گناهان ، حمد و ثنای الهی نمودن و صلوات بر پیغمبر و آلش فرستادن ،
برداشتن دستها به دعا بر این وجه که کف دستها به سوی آسمان مگر اینکه مقصود او
نفرین یا هلاکت ظالمی باشد که در این صورت پشت دستها به سوی آسمان باشد .
3- اموری که بعد از دعا کردن باید انجام شود :
درباره بعد از دعا کردن حرف بسیار است که من اینجا مهمترین و صحیح ترین آنها را
بیان می کنم .
گفتن ذکر ماشاءالله لا حول و لا قوه الا بالله ، دست بر روی
سر مالیدن و به روایتی بر روی سینه مالیدن ، ختم کردن دعا با صلوات بر محمد و ال
محمد .
چهارشنبه 3 مهر1387-16:43 | | سرباز | گروه فلسفه و مفاهیم |لینک به نوشته


خوراکی
های آبدار بر روی کره زمین سه دسته اند:
عسل ، میوه ها ، سبزی ها و دانه
ها(جوانه ها)
این
خوراکی ها به طور طبیعی آبدار و در نتیجه زنده هستند.
در
آیات قرآنی بر مصرف شیرینی های طبیعی تاکید شده که دارای آب فراوان هستند که به
شرح زیر است :
انگور حاوی 80% آب و عسل و خرما هر کدام 20% آب می باشند.
انجیر تازه دارای 90% و خشک آن دارای 24% آب می باشد
امام
رضا ( ع ) می فرماید: انجیر استخوانها را که قوام بدن هستند استحکام می بخشد و موی
سر را می رویاند که با وجود آن نیازی به دارو نیست .
در
سوره و التین به نبال قسم به انجیر و زیتون و شهر سینا و شهر امن مکه اینها همه
نشانگر رابطه است بین انجیر و زیتون و امنیت و قوام بدن و سلامتی انسان .
زیتون سبز 70% و زیتون سیاه 73% آب می باشد و همه محققان معتقدند
که روغن زیتون بهترین روغنها است و همچنین پیامبر اکرم (ص) می فرماید: از روغن
زیتون بخورید و با آن روغن مالی کنید که از درخت مبارکست.
آیت
قرانی مربوط به زیتون : نور/35 – انعام/99 – انعام/141 – نحل/11 – عبس/21 –
مومنون/20 .
انگور دارای 81% و انگور فرنگی 75% و کشکش 24% آب
انار همانند زیتون است (انعام /17 )
رطب : در طب النبی آمده است که رطب تازه شفای هر دردی است و
خوردن رطب به همراه آب در هنگام درد زایمان یکی از نکات مهم درمانی است.
امام
صادق ( ع ) به هنگام خوردن رطب همواره آب می نوشیدند.
شیر گاو و گوسفند که به فرموده پیامبر اسلام (ص) به زنان باردارتان بنوشانید،زیرا
عقل و هوش کودک را می افزاید.
شیر
چرب 78% و شیر بدون چربی 90% و شیر بز 86% آب دارند.
شیر مادر : پیامبر
اکرم (ص) می فرماید : هیچ شیری برای کودک بهتر از شیر مادر نیست.
حضرت
علی (ع) می فرماید : شیر مادر دوای هر دردی است جز مرگ.
عسل : در
آیه 15 سوره محمد (عسل مصفا ) غذای بهشتی شمرده شده است.
من و سلوی که در آیه 69 سوره نحل آمده از نظر مفسران تفاسیر متععدی
دارد :چیزی مانند صمغ که بر درخت نشیند ، نان نازک ، همه نعمت هایی که خداوند بدون
زحمت به بنی اسرائیل داد ، گوشت نوعی پرنده آفریقایی .
ماهی تازه که در آیه 14 سوره نحل از آن یاد شده که منظور هم گوشت
ماهی و شاید دیگر آبزیان مثل میگو باشد.
ماهی
ها به طور متوسط از 65% تا 78% آب دارند.
ادامه مطلب
چهارشنبه 3 مهر1387-16:39 | | سرباز | گروه طب در اسلام و قرآن |لینک به نوشته




